سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش بیست و یکم)

حوریتوی اتاق حوری روی تخت داشتم اتفاقات اون روز رو مرور می‌کردم . این مسئله به ذهنم خطور کرد که چه‌قدر زندگی در بهشت شبیه زندگی عادی در دنیای فانی خودمان است. همان کارهای معمول رو انجام می‌دهیم و فقط یک‌کم راحتی و آسایش‌مان بیش‌تر است. البته این قسمت آخر در مورد من  تا حالا زیاد صدق نکرده است. به خودم گفتم‌: «شاید اگه تو اون دنیا هم شرایط راحتی مثل این‌جا مهیا می‌شد دیگه فرقی با بهشت نداشت و نیاز به این‌همه دم و دستگاه و نکیر و منکر و غیره و ذالک نبود». می‌خواستم یه چیزی در مورد نکیر و منکر بگم که یاد ماجرای خشم ایشان افتادم و سریعن ذهنم رو منحرف به در و دیوار کردم. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

نور در کاسه مس چه نوازش‌ها می‌ریزد

«نور» نماد عقل و منشا پاکی‌ها و نیکی‌ها است و خارج شدن انسان از تاریکی‌ها و تابیده‌ شدن نور معرفت بر وجودش همواره یک هدف نهایی بوده است.
نور همیشه پاسخ‌گوی حس کنجکاوی بشر است‌. گذار از یک دالان تاریک و امید رسیدن به روشنایی در انتهای مسیر‌، حس زندگی‌، حرکت و شوق دیدار ورای آن‌چه نهان است‌، همواره برای بشر حسی دل‌پذیر بوده است.معماران نیز در خلق بناها با استفاده از تغییر در تابش نور‌، بر درک ناظر از فضا تاثیر می‌گذارند و نور را چنان در فضا به حرکت در می‌آورند که بیننده نیز به دنبال آن سیر و سلوک می‌کند.
نور تنها خود را در دستان تاریکی به نمایش می‌گذارد‌، چنان‌چه روزنه‌های متنوع بر جسم تاریک بناها.
انعکاس نور در فضا همواره به شیوه‌های مختلف صورت می‌گرفته است تا پاسخ‌گوی نیازهای انسان باشد. به‌طور مثال دالان نور و گذار از تاریکی به روشنایی در معماری کلیساهای قرون وسطا، حس نزدیک شدن به وجودوهستی رادربیننده ایجاد می‌کند و یا استفاده از آینه و طلا در مقابل منبع نور فضا را روشن کرده و نور را به درون می‌خواند همان‌گونه که در عمارت چهلستون اصفهان دیده می‌شود.
نور همیشه گونه‌ای از تزیینات در بناها بوده است‌، آن هنگام که باعبور ازشیشه‌های رنگی ونقشداربه درون فضاراه می‌یابدو زیبایی بصری فوق‌العاده‌ای ایجادمی‌کندکه هم چشم‌نواز است وهم الهام‌بخش.
اگر به دنبال نور در معماری باشیم نخستین جلوه‌اش را در گذار تاریخ‌، می توانیم در مناره‌ها ببینیم.
مناره که به معنای محل نور و کانون نور است  قدمتش به قدمت نخستین سفرها و مسافران باز می‌گردد. مناره‌ها راهنمای کاروانان و ره‌گذران و نوید‌بخش مقصد بوده‌اند‌. اگر‌چه با گذشت زمان کاربردهای متنوع دیگری نیز به آن‌ها اضافه شده است.

نوردرهاون2

هنر معمار ایرانی در طراحی سایه روشن‌ها جلوه‌گر بوده است‌، چرا که در معماری ایران همواره از راه‌یابی نور به‌طور مستقیم به داخل بنا پرهیز می‌شده و این هنر معماران بوده است که بتوانند نور را به گونه‌ای به درون بنا هدایت کنند که بر زیبایی بصری آن بیافزایند.

فرورفتگی‌ها‌، برجستگی‌ها‌، روزن‌ها و پنجره‌های مشبک با شیشه‌های رنگی و … همه و همه در ایجاد فضایی متنوع نقش داشته‌اند .
و اما نور در سطرسطر کلام آنان که وارثان آب و خرد و روشنی‌اند .
در اشعار شاعران همواره هماهنگی عمیقی میان واقعیت و خیال وجود دارد‌، به گونه‌ای که گاه با خیال ره واقعیت را می‌جویند و گاه با واقعیت خیال را نقش می‌کنند‌. نور را از روزن واژه‌ها به درون جان ما می‌خوانند و آن حس نهفته و خاموش را در وجود ما آشکار و روشن می‌کنند.
در فلسفه ذن‌، نور روشن‌گر بخشی از وجود است که در تاریکی نهان است.
شاعران گاه در هیاهوی ظلمت شبانه نوید صبحی روشن و نهفته در پشت دریچه‌ها را می‌دهند و از جنگ یک روزنه با خواهش نور می‌گویند و یا گاه هم‌چون «مولانا» با واژه‌هایشان راه را از بی‌راه نمایان می‌کنند. نور و گرمای آن همواره نشانی از محبت و عشق بوده است.

من زنی را دیدم‌، نور در هاون می‌کوبید
ظهر در سفره آنان نان بود
سبزی بود
دوری شبنم بود
کاسه داغ محبت بود
(سهراب سپهری)

و خلاصه آن‌که انتظارها با فرا رسیدن نور و روشنایی به پایان می‌رسد .
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان
چراغ بیار و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوش‌بخت بنگرم
(فروغ فرخ‌زاد)

مکرمه‌ای هنرمند در قلب گم‌نامی

«می‌خواستم شعر بنویسم، سواد نداشتم، نقاشی کردم»

زنی پاک، بی‌آلایش و باصداقت. او بر روی سنگ، چوب و کدو‌حلوایی به نقاشی می‌پرداخت. نقاشی‌هایش از سبک خاصی پیروی نمی‌کند و پر از رنگ و لطافتی خاص است. او هر آن‌چه از دلش بیرون می‌آمده، با فهم و تصور خود، در تابلو به تصویر می‌کشید و تصاویری از خود به‌جا گذاشته که پر از معنی و مفهوم است. نقاشی‌های او، با هر بیننده‌ای ارتباط برقرار می‌کند و حرف می‌زند. او با تصاویر خلق شده برروی تابلو، توانست فضای زندگی خود را به نمایش بگذارد.
این وصف حال پیرزنی است که در دل یک روستای سرسبز در استان مازندران زندگی می‌کرد و حال در بین ما نیست، اما یاد و خاطرش و نقاشی‌های زیبایش همیشه ماندگار خواهد بود و طبق روال همیشگی مرسوم در این سرزمین، ما دیر رسیدیم. مکرمه قنبری در سال 1307 در روستای دریکنده استان مازندران، چشم به جهان گشود. روستایی مثل تمامی مناطق مازندران که در طول سال، همیشه هوا بارانی‌ است. باران‌های شدید به هم‌راه مه. او از همان کودکی با گل، خاک و برگ‌ درختان و سنگ‌ریزه، تصاویری را روی زمین خلق می‌کرد. یک میل ذاتی به هنر در وی نهفته بود، اما به‌دلیل موقعیت زندگی در روستا استعداد او پرورش نمی‌یافت.
اولین نمایش‌گاه نقاشی مکرمه که در گالری سیحون برپا شد خودش حضور داشت. وقتی پا به نمایش‌گاه گذاشت به پسرش گفت: «این‌ها کارهای منه؟ پسر‌جان، اگه می‌خواستی این‌جا بگذاری چرا نگفتی من بهتر بکشم.‌« شهرت مکرمه قنبری زنی روستایی که خواندن و نوشتن نیز نمی‌دانست از مرزهای ایران فراتر رفته است و نقاشی‌هایش در آمریکا و اروپا به نمایش در آمده‌اند. برخی او را با «مارک‌شاگال» مقایسه کرده‌اند. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

بیائید به دنیا بخندیم…

روز 11 ژانویه در تقویم جهان روز جهانی «خنده» نام گرفته هرچند که گفته می‌شود به دلیل شرایط آب و هوایی در برخی کشورها، ترجیح داده شده که در آب و هوایی مساعدتر و در نخستین یکشنبه ماه می، این روز در سراسر جهان گرامی داشته شود.
نام‌گذاری این روز بازمی‌گردد به اقدام یک پزشک هندی به نام دکتر «مادان کاتریا» که برای نخستین بار در چنین روزی در سال 1998 «یوگای خنده» را طراحی کرد و با تشکیل باشگاه جهانی خنده میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تشویق به خندیدن کرد. او معتقد بود خنده بر هر درد بی درمان دواست.
به این بهانه، این مطلب را اختصاص می‌دهم به «خنده» و «خندیدن».
براساس آخرین تحقیقات، در هنگام خندیدن هورمون‌های استرس زای (کورتیزول، آدرنالین، دوپامین و هورمون رشد) که در زمان ناراحتی ترشح می‌شوند، در بدن کاهش می‌یابد. این کاهش افزایش مقدار هورمون‌هایی مانند آندورفین را به همراه دارد که نوعی حس آرامش و تعادل روانی را القا می‌کند از این رو است که خنده در روان‌شناسی دارای جایگاه ویژه‌ای است. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

رخت بربندیم ازین وادی تزویر و ریا

برداشت یک: شبکه‌ی تلویزیونی برون مرزی «پرس‌تی‌وی» جمهوری‌اسلامی، که به زبان انگلیسی برنامه پخش می‌کند، در برنامه‌ای تصاویر دختران و پسران جوانی را نشان می‌داد که در پارک‌های تهران با آزادی کامل و با شادی و نشاط در حال برف‌بازی هستند و در حالی‌که برخی از زنان روسری‌هایشان از سر افتاده بود، به سوی پسران گوله‌برفی پرتاب می‌کردند.
برداشت دو: شبکه‌های داخلی تلویزیون ایران، با هیجان بخش‌هایی از تصاویر تظاهرات زنان حزب‌اللهی و بسیجی در اصفهان را پخش می‌کند، که در آن تابوت نمادین بی‌حجابی بر دوششان تشییع می‌شود. گشت‌های ارشاد و امنیت‌اجتماعی با شدیدترین و توهین‌آمیزترین وجهی، با زنان و دخترانی که اندکی از موهایشان از زیر روسری بیرون آمده است، برخورد می‌کنند.

برداشت یک: شبکه‌ی پرس‌تی‌وی. دختران و پسران در دانش‌کده‌ی هنر در کنار یک‌دیگر به بحث و گفت‌وگو می‌پردازند و در برخی مواقع دست‌هایشان به هم برخورد می‌کند. چهره‌ی بیش‌تر آنان شاد است و خندانند. در نماهایی دیگر گروه‌هایی از جوانان آزادانه به تمرین تاتر می‌پردازند و مجری با خوش‌رویی با بازی‌گران آن نمایش گفت‌وگو می‌کند.
برداشت دو: بخش‌های مختلف خبری از ممنوعیت تشکیل کلاس‌های مختلط در دانش‌گاه‌ها خبر داده و انجام چنین کاری را در صورت ضرورت، فقط با اجازه‌ی کتبی وزارت علوم امکان‌پذیر می‌دانند. اعضای همان گروه نمایشی که چندروزپیش «پرس‌تی‌وی» با آن‌ها مصاحبه کرد بود، به سبب غیراخلاقی بودن محتوا و روش اجرایشان از سوی نهادهای امنیتی بازجویی و سپس به دادسرا فراخوانده می‌شوند. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

مصادیق "پوشش غیرمجاز" دانشجویان

خبرگزاری حکومتی فارس: آئین‌نامه انضباطی دانشجویان به ‌دلیل اهمیت مسأله پوشش در دانشگاهها و ضرورت اتخاذ رویه واحد در این خصوص با مشخص کردن مصادیق غیرمجاز پوشش دانشجویان دختر و پسر در دانشگاهها اعلام شد. استفاده از کراوات و پاپیون، رنگ کردن مو برای پسران، استفاده از ناخن مصنوعی برای دختران، پوشیدن کفش با پاشنه بیش از ۵سانتیمتر، شلوارهای کوتاه، چسبان، تنگ و نازک، استفاده از زیورآلات، گردن بند، زنجیر، مچ‌بند، دست‌بند، گوشواره، لاک و انگشتر طلا (به استثنای حلقه ازدواج) و استفاده از رنگها و آرایش‌های مو به‌ صورت تند ممنوع است.

سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش بیستم)

حوری چند قدمی از من جلوتر حرکت می‌کرد و من همان‌طوری‌که به اندام زیبا و جذابش نگاه می‌کردم با خودم فکر می‌کردم که حوری که بد نمی‌شه این خانمه که بد می‌شه! یاد دوبی افتادم و اون دیدار اول که فائزه عالم خاکی وحوری عالم باقی رو ملاقات کرده بودم. باچندتا از هم‌کارهای خارج ندیده رفته بودیم دیسکو ایرانی‌ها. پزشکان محترم چنان آبروریزی راه انداختند که صد بار خودم رو لعنت کردم چرا آن‌ها رو با خودم آن‌جا برده بودم.
باعصبانیت داشتم آماده ترک دیسکومی‌شدم که چشمم به فرشته‌ای درمیان جمعیت افتاد. دقت کردم دیدم اکثر جماعت ندید بدید توجه‌شان به همان‌جا جلب شده و من بلافاصله استعداد خدادادی خود را به کار کردم و در کم‌تر از یک‌ساعت کنار فائزه در حال خوردن شامپاین به این جمله او گوش می‌دادم که می‌گفت: «علی تو چه‌قدر آدم متفاوتی هستی؟ خوش به حال کسی که با تو دوسته.» من هم برای این‌که کاملن طرف را گرفتار کنم می‌گفتم: «من هیچ وقت از خودم تعریف نمی‌کنم. من همون چیزی که هستم رو نشون می‌دم. نه یک ذره کم‌تر نه یک ذره بیش‌تر. من شما رو خیلی متفاوت می‌بینم.» (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

«انتقاد برزیل از ممنوعیت آثار پائولو کوئیلو در ایران»

در پی انتشار خبر ممنوعیت انتشار کلیه آثار پائولو کوئیلو نویسنده مشهور برزیلی در ایران، وزارت فرهنگ برزیل این اقدام را محکوم کرده است.
این در حالی است که پیش‌تر کتاب‌های آقای کوئیلو هم‌چون «کیمیاگر» بارها در ایران تجدید چاپ شده است.
او روز یک‌شنبه در وبلاگ شخصی خود نوشت: «من قوین امید دارم که این سو‌تفاهم این هفته حل شود. و قوین روی دولت برزیل برای حمایت از خود، کتاب‌هایم و ارزش‌هایی که ما گرامی می‌داریم، حساب می‌کنم.»
آقای کوئیلو در وبلاگ خود هم‌چنین آورده است آرش حجازی که گفته می‌شود ناشر کتاب‌هایش است به او اطلاع داده که «بر اساس تصمیمی خودسرانه» بعد از ۱۲ سال کتاب‌هایش ممنوع‌الانتشار شده است.
لازم به اشاره است آقای حجازی که پزشک است، شاهد قتل ندا‌ آقا‌سلطان در جریان تظاهرات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بود.
هم‌چنین پائولو کوئیلو نوشته است که با پیشنهاد انتشار رایگان ترجمه فارسی کتاب هایش در اینترنت موافقت کرده است.
از سویی دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون این خبر را تایید یا تکذیب نکرده‌اند.
آنا دو هلندا، وزیر فرهنگ برزیل که خود نیز نویسنده است، روز دوشنبه گفت که با وزیر خارجه این کشور برای پیگیری این موضوع هماهنگی خواهد کرد.
وی گفت: «از نگاه فرهنگ، تنها می‌توانم بگویم که سانسور اقدامی اسفناک است.»
گفتنی است برزیل طی ماه‌های گذشته تلاش زیادی برای حل مناقشه اتمی ایران کرده و از روابط خوبی با تهران برخوردار است.

"پائولو کوئلیو" نویسنده برزیلی از ممنوعیت انتشار کتابهایش در ایران خبر داد

"پائولو کوئلیو" نویسنده سرشناس برزیلی روز دوشنبه از ممنوعیت انتشار و فروش کتابهایش در ایران خبر داد. وی از مقامهای دولت برزیل خواست در این زمینه پادرمیانی کنند. پائولو کوئلیو که از نویسندگان پرفروشِ ِ جهان است در پیامی در وبلاگ خود نوشت که مترجم کتابهایش "آرش حجازی" او را از تصمیم دولت ایران با خبر کرده است. آرش حجازی شاهد قتل ندا آقا سلطان بود که در رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در تهران کشته شد. آقای کوئلیو میگوید از علت ممنوعیت کتابهایش در ایران اطلاعی ندارد اما اضافه می کند که او در شبکه های اجتماعی اینترنتی، از آرش حجازی پشتیبانی کرده بود.

شایعه دستگیری دو آدمخوار در یاسوج

سایت آفتاب: شایعه هولناک تجاوز و قتل وحشیانه یک دختر در حالی دهان به دهان در یاسوج می‌چرخد که هنوز مقامات مسئول برای رفع نگرانی اذهان عمومی در این استان اقدامی موثر انجام نداده‌اند.
به گزارش خبرنگار صداقت‌نیوز، چند روزی است که در شهرستان یاسوج شایعه‌ای منتشر شده است كه براساس آن 2 پسر جوان در یكی از پارکك‌های جنگلی حومه یاسوج پس از قطعه قطعه كردن بدن دختری جوان؛ گوشت بدن وی را كباب كرده و خورده‌اند.
براساس این شایعه که تاکنون رسماً ازسوی هیچ مقام مسئولی تایید یا تکذیب نشده است، یک راننده تاكسی هنگام عبور از پارک جنگلی متوجه كباب كردن گوشت توسط دوجوان می‌شود و پس از تعارف دوجوان نزد آنان می‌رود. این راننده تاكسی وقتی متوجه وضعیت نامتعادل جوانان شده واز طرفی قسمتی ازمچ دست یک انسان رامشاهده میكند درفرصتی مناسب مسئولان رادرجریان قرارمی‌دهد.
مطابق با آن چیزی که مردم محلی اعلام می‌کنند، ماموران بلافاصله به محل اعزام و این دو جوان را به همراه اعضای قطعه‌قطعه شده دختر جوان در محل جنایت پیدا می‌كند.

یوگا و دوستان

اگرچه با آمدن زمستان، استقبال از باشگاه‌های ورزشی بسیار کم‌تر از تابستان‌ها است اما آن‌چه مسلم است، کسانی که برای ورزش خود برنامه‌ی منظمی دارند، بدون توجه به گرمی یا سردی هوا، ورزش‌های خود را چه در باش‌گاه و چه در فضای باز، ادامه می‌دهند.
یوگا یکی از ورزش‌های است که طی پنج سال گذشته محبوبیت خاصی در بین اقشار و سنین مختلف ورزش‌کاران پیدا کرده است. گاهی اوقات به دلیل مد شدن یک نوع ورزش خاص، ممکن است که استقبال از آن رشته بیش‌تر شود اما، تاثیرات مثبت این رشته‌های نسبتن جدید می‌تواند عامل موثری در جهت ادامه‌ی انجام آن‌ها تا سال‌های متمادی باشد.
در این نوشته به اثرات مثبتی که ورزش یوگا بر سلامتی افراد به خصوص زنان دارد، می‌پردازیم:
(بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

فروغ فرخزاد و دیگر هیچ

و این منم

زنی تنها

در آستانه‌ی فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده‌ی زمین

و یاس ساده و غم‌ناک آسمان

و ناتوانی این دست‌های سیمانی....

هشتم دی، هفتاد و ششمین سال‌روز تولد «فروغ فرخ‌زاد»، یکی از بزرگ‌ترین و پراهمیت‌ترین شاعران معاصر ایران بود. از آن‌جا که سیاست فرهنگی دولت ایران بر حذف نام فروغ فرخ‌زاد و عدم چاپ آثار این شاعر تاکید دارد، برنامه‌ی این هفته را تمامن به فروغ فرخ‌زاد اختصاص داده‌ایم.
اما چرا جمهوری اسلامی با فروغ مخالفت می‌کند؟ جواب ساده است، زیرا فروغ فرخزاد به تنهایی زنانگی ادبیات معاصر ایران را بر دوش می‌کشد. فروغ با ترسیم خطی شاعرانه از عشق تا گناه، جامعه‌ی اخلاقی امروز را با چالشی بزرگ مواجه کرده است. جامعه‌ای که زن آرمانی را موجودی مطیع و ماهیت زنانه را فقط در قالب همسر و مادر قابل ارایه می‌داند. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

‌ژوژمان روزی که ما پاسخ‌گوی خط‌هایمان هستیم

بعد از چند ماه کرکسیون‌های پی‌در‌پی و بحث و گفت‌وگوهای بی‌پایان با اساتید و سایر دانش‌جویان بر سر این‌که دیواری را در کجا بگذاریم و یا پنجره‌ای را در کدام قسمت دیوار و روبه کدام منظره قرار دهیم و یا بررسی این‌که تا چه حد توانسته‌ایم به نیازهای جسمی و روحی ساکنان و استفاده‌کنندگان از آن بنا پاسخ بگوییم و بارها و بارها اسکیس‌زدن و ماکت ساختن، در نهایت روز پاسخ‌گویی به اعمالمان یا به‌تر بگویم خط‌هایمان فرا می‌رسد.
پرهیجان‌ترین روزها در هر ترم روزهای ‌پایانی یا همان نفس‌های آخر مانده به روز ژوژمان[1] است که تقریبن تمام دانش‌جویان در کشمکش به پایان رساندن طرح‌هایشان و چگونگی ارایه‌ی ایده‌هایشان هستند‌. در این روزها هیاهوی خط است و رنگ، ایده‌های اولیه که روزی بسان یک نهال کوچک بودند اکنون دیگر قدبرافراشته وبه بارنشسته‌اند و تا لحظاتی دیگر که پرده‌ها به کنار می‌روند هم‌چون بازیگران تاتر ‌نمایش خود را آغاز می‌کنند‌. معمولن دانش‌جویان که چند شبی‌ست خواب به چشمشان نیامده و در تمام مدت مشغول آماده‌کردن طرح‌هایشان بودند با چشمانی سرخ ‌و بدن‌درد ناشی از ایستادن طولانی‌مدت و طرح زدن در انتظار اساتید می‌مانند .
هر انتظاری زمانی به پایان می‌رسد و در نهایت نتیجه‌ی طرح‌هایمان را می‌بینیم‌، راضی یا ناراضی باید بپذیریم که این نتیجه‌ی خط‌های ماست‌. در دوره‌ی‌ تحصیل هر ژوژمان‌، راهی است برای کسب تجربه‌، برای آموزش و برای معمار به‌تری شدن‌، در  سراسر این مدت می‌توانیم بارها و بارها اشتباه کنیم و باز دوباره  «طرحی نو در اندازیم.»
معماری یعنی بال‌هایت را بگشای، پرواز کن و کمی از زمین فاصله بگیر‌، آن‌گاه نگاهی کن به هر آن‌چه به زیر پای داری، اندیشه کن و سپس نقش کن هر آن‌چه را که باید و شاید‌. اما آیا آدم بودن ‌نیز همانند معمار به‌تری شدن است که در ژوژمان‌های متعدد محک شود و در نهایت آشکار شود آن گوهر یکتا‌؟ به راستی آیا آدمی در این عالم خاکی به دست نمی‌آید‌؟ یا آن‌که به قول حضرت حافظ «‌عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی»؟
پاسخ هیچ یک را نمی‌دانم‌، اما تنها از یک چیز اطمینان دارم‌، اطمینان دارم – که به روز واقعه‌، ما را تنها با عشق‌مان می‌سنجند‌، به قول شاملو‌: «‌ای کاش عشق را زبان سخن بود‌.» و در نهایت این تلاش ما برای عشق است که به ما انسان بودن را می‌آموزد‌. تا آن روز تنها‌، نقش بایدکرد آنچه راکه در دل داریم.
و به قول «علی حاتمی» :
بود خطاطی که  هی خط می‌کشید
وز برای رســـــــم زحمت می‌کشید
گفتمش جــــانا چــرا خط می‌کشی
وز برای رســــم زحمــت می‌کشی
گفت من تا زنده‌ام خــــط می‌کشم
وز برای رســــــم زحمت می‌کشم

1- «ژوژمان» واژه‌ای فرانسوی( jugement )‌ به معنی «قضاوت کردن» است .

سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش نوزدهم)

رضا دوست وهم‌کار مشهدیم که رنگش مثل گچ سفید شده بود مطابق ذات مشهدی‌اش سریع من رو فروخت و به غول بیابونی گفت‌: «آقا چرا ناراحتی‌؟ این آقای دکتر، مسوول این اورژانس هستند و همه کاره این‌جاند. شما هر کاری دارید با ایشون انجام دهید.» من هاج و واج به دهان رضای نامرد نگاه می‌کردم‌، یک آن احساس سبکی کردم و دیدم که بنده خدا من رو مثل پرکاه از زمین بلند کرده و بین هوا و زمین نگه داشته است‌، تا آمدم بگویم داداش چه کار می‌کنی طرف من را محکم به دیوار کوبید. من روی زمین ولو شدم و خون از گوشم جاری شد. از سر وصدای ایجاد شده همه پرسنل وارد اتاق ویزیت شده بودند و من که دراز به دراز روی زمین افتاده بودم را نگاه می‌کردند و از ترس غول بیابونی جرات نزدیک شدن را نداشتند. یکی از پرستارها جرات کرد و از طرف پرسید: «میشه بگید چرا این‌قدر عصبانی هستید؟ مگه چه اتفاقی براتون افتاده؟» (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

بابی فارل خواننده گروه قدیمی بانی ام درگذشت

بابی فارل، خواننده اصلی گروه دیسکویی "بانی ام" (Boney M) که در سال های دهه ۱۹۷۰ در اوج بود، در ۶۱ سالگی درگذشت.
جنازه این خواننده در اتاق هتلی در سن پترزبورگ روسیه پیدا شد. او در این شهر مشغول اجرای کنسرت بود.
به گفته کارگزار آقای فارل، او قبل و بعد از کنسرتش در روز چهارشنبه، دچار مشکل تنفسی شده بود. با این حال، دلیل اصلی مرگش هنوز ثابت نشده است.
بابی فارل که تنها عضو مرد گروه چهارنفره "بانی ام" به شمار می رفت، قرار بود روز جمعه برای حضور در گفت و گویی تلویزیونی به رم پرواز کند.
او که نام اصلی اش آلفونسو فارل بود، در ۱۵ سالگی سرزمین مادری خود را در جزیره آروبا در کارائیب ترک کرد و به ملوانی پرداخت، پس از آن به نروژ و آلمان رفت و به عنوان دی جی مشغول به کار شد.
در سال ۱۹۷۴ فرانک فاریان، خواننده و ترانه سرای آلمانی، گروه بانی ام را بنا کرد و بابی فارل را به عنوان خواننده اصلی این گروه تعیین کرد.
در آثار ضبط شده و پرفروش این گروه، عمدتا صدای فرانک فاریان شنیده می شد و بابی فارل بیش از اینکه خواننده باشد، نقش رقصنده و شومن را بر عهده داشت.
بابی فارل پس از متلاشی شدن گروه بانی ام در سال ۱۹۸۶ هم به اجرا و خوانندگی ادامه داد.
فارل که به داشتن ظاهری عجیب و متفاوت شهرت داشت، اغلب با بالاتنه عریان و شلواری تنگ در صحنه ظاهر می شد.
بانی ام با آهنگ Daddy cool در سال ۱۹۷۸ به شهرت رسید و در همان سال با آهنگ "رودخانه های بابل" پرفروش ترین آهنگ بریتانیا شد.
این آهنگ، تنها در بریتانیا حدود دو میلیون نسخه فروش کرد و برای ۵ هفته در صدر فهرست پرفروش ها باقی ماند.
بابی فارل به دنبال از هم پاشیدن گروه بانی ام، کار خود را ادامه داد و از چندی پیش، به برگزاری تورهایی با همراهی سه خواننده زن می پرداخت. او نام گروه جدید را "بابی فارلِ بانی ام" گذاشته بود.
به گفته کارگزار آقای فارل، او در ده سال اخیر، از "مشکلات قلبی، تنگی نفس و مشکلات معده" رنج می برد.
او آقای فارل را "شخصیت فوق العاده" ای توصیف کرد که " کاملا عجیب" هم بود.
از بابی فارل یک پسر و یک دختر به جا مانده است.

آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته، شاد و خندانید

این تنها یک عکس خبری ساده است هم‌چون هزاران نمونه‌ی دیگر. برخورد من با این خبر باید که فاقد عناصری باشد که تحلیلم را تحت‌تاثیر خودشان قرار می‌دهند.
به‌شدت سعی کردم که دچار احساسات‌گرایی نشوم. یک وسیله‌ی مکانیکی، یک نوع ابزار پیش‌رفته که بشر برای رفاه حال خودش ساخته است و بدون وجود او از اساس بی‌ارزش است و کارایی ندارد. در حقیقت وجودش وابسته به انسانی است که از او استفاده می‌کند. یک ماشین پیچیده به نام اتومبیل. دچار «سانتی‌ مانتالیسم» نخواهم شد، این تنها یک پدیده است مانند دیگر کشفیات بشری با کمی قدمت بیش‌تر. یافته‌ی از انسان در خدمت زندگی بهتر برای او، کم‌کردن ترس‌هایش، لذیذتر‌کردن غذاهایش و محافظت از او در برابر حیوانات مهاجم، آتش. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

دو سلام

سلام،
«سهراب» کوچه‌ها را به دست دو سلام فتح می‌کرد و امروز من هم هم‌گام با شما آمده ام برای فتح کوچه‌، پس دوباره سلام.
جست‌وجوهای من برای یافتن معنای دقیق واژه کوچه بی‌نتیجه ماند‌، چر‌اکه کوچه از جمله خیال‌انگیز‌ترین واژه‌هایی است که در ادبیات پارسی وجود دارد‌. از آن دست واژه‌هایی که نوشتن برایش بسیار دشوار است .
از نگاه معماری و شهرسازی کوچه ‌گذرگاهی است برای ارتباط محله‌ها‌، برای هم‌نشینی و همسایگی و نخستین مدخل برای ورود به زندگی شهری‌. در ایران فرم کوچه‌ها با توجه به اقلیم هر منطقه به شکلی جلوه‌گر می‌شده است‌. گاه چنان پر پیچ و خم بودند که عابران را از بادهای سرد زمستانی در امان نگاه دارند و گاه با طاقی پوشیده می‌شدند تا آفتاب سوزنده گذر را برای عابران دشوار نکند.
اما کوچه تنها برای رفت‌وآمد نبود‌، تقاطع آشنایی بود و هم‌کلامی‌، محلی برای با خبر شدن از اتفاقات روزگار‌، جایی برای بازی‌های کودکانه و بزرگ شدن در کنار یک‌دیگر و یا کوچه‌های قهر و آشتی که هر چند به باریکی شانه‌های دو عابر بودند اما وسعتشان‌، به بی‌کرانگی دو لب‌خند بود و دو سلام.
کوچه واژه‌ای‌ است  که برای تمام شاعران از جای‌گاه والایی بر‌خوردار است‌. در این گشت‌وگذارهای کوچه‌ای، شاعری را نیافتم که از کوچه ‌خیالش کلامی نگفته ‌و ما را در گذر از آن هم‌راهی نکرده باشد.
کوچه شاعران همواره مصلوب خاطراتشان بوده است‌، کوچه‌هایی که آنان را به لحظه‌هایشان و ما را به فهم بودن با آنان پیوند می‌زنند‌، کوچه‌هایی که دست ما را می‌گیرند و تا مرز خواستن می‌برند و تجربه هم‌گام بودن را به ما می‌آموزند‌، کوچه‌هایی که در آن هیچ سایه‌ای وجود ندارد و بی‌هیچ نقشه‌ای می‌توانیم به وسعت رویاهایمان فتح کنیم قلمروی آرزوهایمان را.
این کوچه‌ها گاه گذرگاهی بودند برای عاشق شدن‌، گاه محل بزم بودند و رزم و گاه نقطه سماعی بودند برای عارفان.
از این دست هستند کوچه‌ای که قلب فروغ را از محله‌های کودکی‌اش دزدیده است‌، «کوچه باغ» «سهراب» که از خواب خدا سبزتر است‌، «خشم کوچه» «شاملو» که در مشت ماست‌، «کوچه‌ی مهتابی» «فریدون مشیری» و یا «کوچه معشوقه» «حافظ»‌، که سر می‌شکند دیوارش.

ولنتاین در تهران، پر

بر اساس نامه منتشر شده از سوی صنف چاپ‌خانه‌داران در تهران به کلیه اماکن تحت نظارت این صنف ابلاغ شده است با کلیه افرادی که برای روز 25 بهمن ماه برابر با روز «ولینتاین» (از روزهای یادبود در فرهنگ مسیحیان) اقدام به انتشار کارت تبریک، پوستر، بروشور و جعبه کنند، برخورد خواهد شد.

عشق و خیانت

اغلب خيانتهای عشقی بوی خون می دهند! اين مساله رامیتوان در لابه لای صفحات حوادث روزنامه ها ديد. نادر يک مرد ايرانی ميان سال است که می گويد همسرش به او خيانت کرد آن هم زمانی که آن ها يک پسر پنج ساله داشتند ، او برای ما می گويد چگونه متوجه اين موضوع شد ،موضوعی که همسر او را تا آستانه سنگسار شدن برد، اما چه اتفاق های ديگری در اين ميان افتاد. اما چگونه می توان از شکست عشقی و ميل به خيانت جلوگيری کرد؟ به هر حال شايد هر کدام از ما تجربه تلخی از اين دست ماجراها داشته باشيم. آمارها نشان می دهند مردان بيشتر از زنان خيانت می کنند و حتی در برابر خيانت واکنش های خشن تری نشان می دهند. پژوهش های روانشناسانه چه می گويند؟ (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش هجدهم)

حوریبا ترس و لرز گفتم‌: «ببخشید شما این‌جا چه کار می‌کنید؟» مرد آمریکایی بدون این‌که به من نگاه کنه گفت‌: «ما هم می‌تونیم همین سوال رو از شما بپرسیم چون تا جایی که یادمون می‌آد روزهای زیادی در کنار هم در جهنم بودیم‌.» گفتم: «بعله شما درست می‌فرمایید من سهمیه بهشت یک روز در هفته داشتم که اخیرن بعد از به وجود آمدن یک رشته ماجراهای عجیب و غریب که شاید همه‌اش را نتوانم به انگلیسی برایتان بگویم سهمیه‌ام تمدید شده و تمام هفته در بهشت ماندگار شده‌ام.» مرد انگلیسی گفت: «البته در اورژانس بیمارستان بهشت هم کار می‌کنید و مسوول هم شده‌اید. ضمنن پارتی کلفتی هم به نام معاون اجرایی بهشت دارید.» (بقیه در ادامه مطلب)


ادامه نوشته

متلک می‌گویم، پس هستم

اگر در شمال شهر باشید این متلک‌ها در قالب و شکلی دیگر و اگر در جنوب شهر باشید شکل و حالی دیگر خواهد داشت. گاهی یک پسر پانزده شانزده ساله به یک زن مسن متلک می‌اندازد و گاهی یک مرد پنجاه و اندی ساله به دختری همسن و سال دختر خودش متلک‌های رکیکی می‌اندازد.
«آخرین باری که متلک شنیدم و نتوانستم تا ساعت‌ها بر اعصابم مسلط باشم از مردی اتوکشیده و کت و شلواری بود که با ماشین اش جلوی پایم ترمز کرد و خواست سوار شوم و وقتی جواب ندادم و رویم را برگرداندم. کلماتی شنیدم که سرخ سرخ شده بودم»...
 اینها را مریم دختری بیست و پنج ساله میگوید که تقریبا  شکل و شمایلی مذهبی هم دارد. او به شدت از متلک‌هایی که هر روز در مسیر خانه به دانشگاه می‌شنود برآشفته و نگران می‌شود و بارها تصمیم گرفته جواب مردها را بدهد اما بعد منصرف شده‌است: «می‌ترسم توان بحث و جدل نداشته‌باشم و نتوانم  جلوی توهین های بیشتر بعضی از مردها دوام بیاورم». گاهی آنها مرا به خاطر ظاهر ساده‌ام  مسخره می‌کنند: «کچلی روسری‌ات را اینقدر کشیدی جلو.؟»، « شپش داری خانم خانم ها؟»، « فاطمه کوماندوجان یه حالی به ما می‌دی؟» (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

کریسمس یا روز تولد خورشید شکست‌ناپذیر

بیست و پنجم دسامبر برابر با «کریسمس» است. کریسمس یک جشن مذهبی برای مسیحیان است که در طول تاریخ خود، دگرگونی‌های بسیاری را تجربه کرده است و تاریخ‌دانان در مورد آن‌که مسیحیان از چه زمانی شروع به برپاداشتن جشن میلاد مسیح کرده‌اند، راسخ نیستند. اما برای نخستین بار این روز در سال ۲۲۱ پس از میلاد، در نوشته‌های اولین تاریخ‌نگار مسیحی به عنوان روز تولد مسیح، انعکاس یافته و بعدها به طور فراگیر در عالم مسیحیت پذیرفته شده است. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

گوگل وارد بدن انسان شد

چه بخواهید به جستجوی رشته ای کوچک عصبی بپردازید و یا از میان مری به روده سفر کنید، مرورگر بدن به شما این امکان را می دهد تا بر روی جزء جزء بدن خود تمرکز کرده و آن را بزرگنمایی کنید، از میان پوست، ماهیچه ها و استخوانها عبور کرده و درست مانند برنامه گوگل مپ که امکان بزرگنمایی بر روی قاره ها و شهرها را می دهد، بر روی ریزترین بخشهای سازنده بدن متمرکز شوید.
این ابزار برای برخی از کاربران چندان شگفت انگیز به نظر نمی آید. سال گذشته "سایمون بارون" برنده جایزه "فلش فیکشن" نشریه نیوساینتیست پیش بینی کرد که گوگل اکتشاف درون فضای داخلی بدن انسان را آغاز خواهد کرد و با این وجود مرورگر بدن هنوز تا ابزار شخصی سازی شده جستجوی بدن ویژه هر کاربر که بارون آن را پیش بینی کرده بود، فاصله زیادی دارد.
بر اساس گزارش نیوساینتیست، به نظر نمی آید این پروژه جدید گوگل درباره حریم خصوصی کاربران، مشابه دیگر برنامه های جستجوگر این شرکت انتقاداتی را برانگیزد و در مقابل با استقبال گسترده ای نیز مواجه خواهد شد.

آواتار، رکورد‌دار کپی‌برداری غیرمجاز اینترنتی در سال ۲۰۱۰

فیلم «آواتار» جیمز کامرون، که پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای جهان محسوب می‌شود، در عرصه کپی برداری اینترنتی غیرمجاز سال ۲۰۱۰ نیز یکه تاز بوده است.فیلم «آواتار»، ساخته جیمز کامرون، که پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای جهان محسوب می‌شود، درعرصه کپی برداری اینترنتی غیرمجاز سال ۲۰۱۰ نیز یکه تاز بوده است. به گزارش وبسایت «تورنت فریک»، فیلم آواتار؛ نخستین فیلمی سه بعدی که ساخت آن نیز به صورت سه بعدی صورت گرفته است، در سال ۲۰۱۰ تنها از طریق یک وبسایت کپی غیرمجاز فیلم،۱۶میلیون و۶۰۰هزار بارکپی شده است وحتی تأکیدبرسه بعدی بودن این فیلم و تبلیغات گسترده جیمز کامرون برای دیدن این فیلم درسینماهای سه بعدی نیز نتوانسته است جلوی میلیون‌ها متقاضی کپی رایگان و غیرمجاز اینترنتی این فیلم را بگیرد. با این‌حال فیلم «آواتار» که سه جایزه اسکار و دو جایزه گولدن گلوب سال ۲۰۱۰ رادر کارنامه خود ثبت کرده‌ و به باور برخی، انقلابی در صنعت سینما به پاکرده است، بافروش دومیلیاردو۸۰۰میلیون دلاری خودهمچنان به عنوان پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای جهان شناخته می‌شود و جیمز کامرون ۵۶ ساله اعلام کرده است که قسمت دوم «آواتار» در دسامبر سال ۲۰۱۴ و قسمت سوم آن را نیز در سال ۲۰۱۵ عرضه خواهد کرد. در فهرست رده بندی ۱۰ فیلمی که تنها از طریق یک سایت عرضه کننده فیلم، بیش از فیلم‌های دیگر در سال ۲۰۱۰ به صورت غیرمجاز ورایگان کپی‌برداری شده‌اند، نام «قفسه درد» کاترین بیگلو، همسرپیشین جیمز کامرون نیز به چشم می‌خورد، اما اینبار «قفسه درد» علیرغم پیشی گرفتنش از «آواتار» در جوایز اسکار و گلدن گلوب، با فاصله زیادی در مقام نهم قرار گرفته است. همچنین در این فهرست فیلم «آغاز» به کارگردانی کریستوفر نولان که در فهرست نامزدهای بهترین فیلم گلدن گلوب ۲۰۱۰ نیز قرار دارد، با ۹ میلیون و ۷۲۰ هزار بار کپی اینترنتی غیر مجاز در مقام سوم قرار دارد. فیلم «شاتر آیلند» مارتین اسکورسیزی نیز که در فوریه ۲۰۱۰ به اکران درآمد، به نوشته این وبسایت تا کنون ۹ میلیون و ۴۹۰ هزار بار از طریق اینترنت کپی شده است و در جایگاه چهارم قرار دارد. مقام دهم این فهرست همچنین به فیلم «سالت» که آنجلینا جولی در آن به نقش آفرینی پرداخته، تعلق گرفته است. این فیلم در سال ۲۰۱۰، شش میلیون و هفت صد هزار بار از طریق اینترنت کپی شده است.

سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش هفدهم)

حوریدرجواب دادن کمی مکث کردم، نازنین گفت‌: «مثل اینکه ازجهنم رفتن هم زیادبدت نمیآد‌؟» گفتم‌: «چی بگم واله. در بهشت هم آدم خوب دیدم و هم آدم بد ولی در جهنم همه یک جور بودند‌. آدم اون‌جا تکلیفش روشن‌تره. یه جورایی خسته شده‌ام. از حوری دیگه انتظار این کار رو نداشتم‌. چرا باید اون با خانم من دست به یکی بکنه‌؟» نازنین به مسوول دفترش گفت که حوری را به اون‌جا بیاورند. چند لحظه بعد حوری اون‌جا حاضر بود و نازنین از من خواست تا گله‌ام را مطرح کنم. به حوری گفتم‌: «ببین حوری جان. بحث اختلاف من و خانمم معلومه و اون نمی‌تونه خودش رو از دست کینه‌ها و ناراحتیهایی که از من داره راحت کنه. تو چرا این کار رو کردی؟ من که با تو مشکلی نداشتم.»

(بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

اعتراض شدید برادر‌زاده صادق هدایت به قهوه تلخ

جهانگیر هدایت برادرزاده صادق هدایت در یادداشتی که به تازگی منتشرکرده به ساخت سریال قهوه تلخ اعتراض کرده است‌.
به گزارش پارس توریسم‌، هفته گذشته نیز محسن پرویز نویسنده و معاون فرهنگی وزیر ارشاد انتقادات تندی رابرعلیه قهوه تلخ مطرح کرده بود. محسن پرویز دریادداشت خودبااشاره به اینکه چشم‌گیرترین مسئله در سریال قهوه تلخ «تمسخر ایرانیان و ریشخند نسبت به نیاکان» است، نوشته بود‌: «آیا نمی‌شد با مسخره‌کردن فرنگی‌ها صحنه‌ی طنز‌آلود ایجاد کرد؟ آیا نمی‌شد این همه در دربار یکی از شاهان اروپایی در دوران سیاه قرون وسطی رخ می‌نمود؟ آیا نمی‌شد به جای زندیه، پهلوی یا قاجار موضوع داستان قرار می‌گرفت؟» (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

در گذشت سازنده پلنگ صورتی بلیک ادواردز


«بلیک ادواردز»، سینماگر آمریکایی سازنده سری فبلم‌های «پلنگ صورتی» در ۸۸ سالگی درگذشت.
این سازنده‌ی برخی از بهترین فیلم‌های کمدی هالیوود در قرن بیستم، که به علت ابتلا به بیماری ذات‌الریه از دو هفته پیش در بیمارستانی در سانتا مونیکا (جنوب کالیفرنیا) بستری بود، شامگاه چهارشنبه درگذشت.
ادواردز با فیلم‌هایی مانند «صبحانه در تیفانی» و «پلنگ صورتی» استاد کمدی هوشمندانه و ظریف شناخته می‌شد.
شاهکار بلیک ادواردز، سری فیلم‌های «پلنگ صورتی» با بازی «پیتر سلرز» بود.
او در سال ۲۰۰۴ به خاطر کارنامه هنری خود جایزه اسکار دریافت کرد.

شب چله شب زایش زادروز

سی‌ام آذر برابر با «شب یلدا» یا «شب چله» بلندترین شب سال درنیم‌کره شمالی زمین است. این شب به هنگام غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب نخستین روز زمستان اطلاق می‌شود. که ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام این شب را جشن می‌گیرند.
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، شب آخر پاییز تا اول زمستان را شب زایش «مهر» یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال، «دی» می‌گفتند که ماه تولدخورشید بود. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته