سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش چهل و دوم)

به حوری گفتم: «گرفتی ما رو‌؟ این دیگه چه شوخی مسخره‌ایست؟ مگه می‌شه باری‌تعالی رو دید؟ اصلن مگه ایشان جسم هستند؟» با خودم فکر کردم که‌: «چه باکلاس در مورد باری‌تعالی صحبت کردم. ایشان ؟ تو اون عالم که بیچاره را پشیزی تحویل نمی‌گرفتم، اون اوایل که می‌گفتم برو بابا خدا کیلو چند؟ بعد هم که یه کم فلسفه به خوردمون دادند می‌گفتیم از کجا معلوم که خدا نمرده باشه.» اون اواخر هم می‌گفتم: «خدای من با بقیه فرق داره.

یه خدای جمع و جوره، دست و پا چلفتیه که ازش انتظار کارهای گنده مونده رو ندارم و زیاد هم اون بالا بالاها نیست و همین دوروبر خودمه.» تو این افکار بودم که حوری زد به پشتم و گفت: «با توام، حواست کجاست؟» گفتم‌: «ما جزو معدود افرادی هستیم که موفق می‌شیم باریتعالی رو ببینیم، البته فکر کنم نازنین جان شما این ملاقات را ترتیب داده‌اند. فکرش رو بکن، من می‌تونم خدای خودم رو ببینم، می‌تنونم حضورن بهش تعظیم کنم.» (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

دی وی دی آموزش جنسی، جنس داغ ايران

سايت خبری ديلی بيست(Daily Beast)زيرعنوان "دی وی دی آموزش جنسی، جنس داغ ايران" گزارش بابک دهقانپيشه خبرنگار نيوزويک در خاورميانه در باره مجیوبيت گسترده نخستين فيلم آموزشی جنسی درايران را را نقل کرده است که معتقد است موفقيت اين فيلم گويای عطش مردم به اطلاعات در جمهوری اسلامی است.

گزارش با اين مقدمه آغاز می شود که تابستان امسال جنس داغ  و پرفروش در داروخانه های تهران داروهای ضد آلرژی يا ويتامين ث نيست بلکه يک (DVD) دی وی دی آموزشی جنسی بنام آشنای محبوب است که برای اولين بار در جمهوری اسلامی عرضه می شود، و به سرعت قفسه ها را پر و خالی می کند.
داروفروش داروخانه ای در مرکز شهر، که خواسته است به لحاظ حساسيت موضوع معرفی نشود، با خنده می گويد "ما صدها کاست آن را از وقتی که به بازار آمده است فروخته ايم".
فيلم های ايرانی و خارجی، که در ايران روی دی وی دی به فروش می رسد، و يا در سينماها نشان داده می شود، تا بحال فيلم هائی کاملا سانسور شده بوده است.
بهمين جهت هنگامی که ويديوی  آشنای محبوب توانست مهر تائيد هر دو وزارتخانه درمان و آموزش پزشکی، و فرهنگ و ارشاد اسلامی را کسب کند، جای تعجب کم نبود. توليد اين دی وی دی با طی مراحلی دشوار، بيش از دو سال طول کشيد. محمد رضا عليزاده، تهيه کننده دی وی دی در مصاحبه ای با مجله همشهری جوان می گويد "اين مسائل تابو بود وهيچ کس موافقت نمی کرد اين فيلم را بسازيم. هم از سمت وزارت بهداشت مشکل وجود داشت و هم از طرف وزارت ارشاد. کار به جائی کشيد که گفتم ريسک می کنم و از سرمايه و هزينه خودم اين کار را می سازم".
اين ريسک ثمربخش بود. دی وی دی، که ماه گذشته به قفسه های داروخانه ها راه يافت، هر کدام به قيمتی تقريبا معادل ۴ دلار فروخته می شود. خريداران بايد ۱۸ ساله و يا مسن تر باشند تا بتوانند اين دی وی دی را خريداری کنند.
عليزاده به همشهری جوان گفت "اين اولين باراست که بازبانی ساده و روشن مسائلی را که نمی شود در تلويزيون و راديو بيان کرد به اين شکل کار[مطرح] کرديم". ما شرايط و فضای مهيائی برای آموزش مسائل جنسی نداريم و اين کار شروع خوبی بود".
بازاريابی با تبليغاتی نسبتا رک و صريح و مرتبط با مسائل جنسی انجام گرفته است. سايت فروش، به خريداران بالقوه با شعار "ديگر نگران نباشيد" اطمينان می دهد، و ادعا می کند که اين دی وی دی "هديه ای بی نظير برای همسران" است. سايت برای مشتريان بالقوه توضيحات صريح تری نيز دارد: "زوج های جوانی که از مطرح کردن مسائل زناشوئی بين خود خجالت می کشند"، "زوج هائی که سالهاست از ازدواج آنها می گذرد ولی از روابط خود راضی نيستند" و "افرادی که می خواهند با نيازهای همسر خود آشنا شوند.
ويديو، حتی در محله های محافظه کاران و متعصبين و جنوبی تهران نيز فروش خوبی دارد. داروفروش داروخانه ای در جنوب تهران، که او هم به لحاظ حساسيت موضوع خواسته است معرفی نشود، می گويد هفته ای بين ۵۰ تا ۱۰۰ تا فروش دارد. اين داروخانه يک فروشنده زن هم آورده است تا از بروزهرگونه مشکلی در تماس و گفتگو جلوگيری کند. داروفروش می گويد "افراد مذهبی هم می خواهند از زندگی و از بودن با هم لذت ببرند. آنها هم احساس دارند".
پژوهشگران جامعه ايرانی موفقيت اين دی وی دی را نشانه ای از يک روند گسترده تر می بينند. مينا، روانشاس اجتماعی می گويد "مردم به اين نتيجه رسيده اند که در اين زمينه ها به آموزش نياز دارند و اطلاعات سنتی شان کافی نيست.

شرکت کاربران فيس بوک و توئيتر در خلق يک فیلم وحشتناک

فيلم سينمايی «داخل» (Inside ) يک اثر جديد در ژانر وحشت به کارگردانی «دی جی کروزو» است. آن چه اين فيلم را مورد توجه ويژه علاقه مندان قرار داده، ابتکار تهيه کنندگان فيلم در دعوت از کاربران فيس بوک، توئيتر و يوتيوب برای شرکت در روند فيلم در حال توليد به شيوه زمان واقعی «real time» است.

به نوشته گاردين، کليپ تبليغاتی اين فيلم که با سرمايه گذاری شرکت های «اينتل» و «توشيبا» توليد می شود، يک زن جوان را نشان می دهد (با بازی «امی رسوم» هنرپيشه فيلم روز پس فردا) که در يک اتاق در بسته از خواب بيدار می شود. برای تماس با دنيای خارج و ارتباط با آدم های واقعی او هيچ ابزاری جز يک دستگاه لپ تاپ نخواهد داشت؛ ارتباطی که با کليد خوردن فيلمبرداری در بيست و پنجم ژوئيه آغازمی شود.کاربران خواهند توانست در حين فيلمبرداری با شخصيت خانم رسوم در اين فيلم صحبت کرده و برای پيدا کردن راهی برای فرار به او کمک کنند.

در تبليغ اين فيلم آمده است: «تنها راه او برای رها شدن، وارد کردن شما به ماجراست.»

گرچه اين احتمال وجودداردکه اين شيوه فيلمسازی بدعت گذارنوعی روش دعوت ازعموم برای همياری در توليد باشد، نشانه ها حاکی از آن است که ارزش های سنتی هاليوودی بر روند توليد اين فيلم حاکم خواهند بود.

کارگردان اين فيلم گفته است: «زمانی که ماجرای فيلم شروع شود، همه در آن به ايفای نقش خواهند پرداخت.» با اين حال او افزوده است: «گروه سازنده فيلم در نظر دارند از طريق انتخاب بازيگر با استفاده از شبکه های اجتماعی يک فرد با استعداد و دارای زمينه مناسب را برای شرکت ويژه در فيلم نهايی انتخاب کنند.»

سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش چهل و یکم)

گفتم: «حاج آقا شما اگه جای من بودید از مرز خل‌وچلی هم ردشده بودید. من اگر دوتا از ماجراهایی که در بهشت برایم اتفاق افتاده را برایتان تعریف کنم شما مغزتان هنگ خواهد کرد و خواهید گفت: «عجب سرگذشتی داشتی کل علی.» گفت: «لفاظی و بازی باکلمات ممنوع. برای من ننه من غریبم بازی درنیار‌، بگو ببینم چرا مامورین ما رو اذیت می‌کنی؟ بیچاره‌ها امروز ده‌بار اومدن سلول تو را شست‌وشو دادن‌.» گفتم: «خوب برای من یک سلول بدهید که دست‌شویی داشته باشد من هم بی‌خیال این کارها می‌شم‌.» گفت: «حالا تو برای ما شرط تعیین می‌کنی ضعیفه؟ فعلن باید بروی به بخش تجسس تا بازجویی شوی‌. می‌دونی که متهم به قتل عمد هستی و می‌دونی که مجازات قتل عمد دربهشت چیه؟» گفتم: «نه، شما می‌دونید؟»

 داد زد: «یکی بیاد این دیوونه رو از جلوی چشم‌های من دور کنه می‌زنم یه بلایی سر این و خودم می‌آرم‌ها.» گفتم:«اه چه جالب‌،رییس کانون هم همین رومی‌گفت، شماهاچه‌قدرشبیه هم هستید‌؟ نکنه درچند نقش بازی می‌کنید‌؟» چند تا مامور آمدند و من‌رو دوباره کشان‌کشان به دایره تجسس بردند‌. در یک اتاق بزرگ که فقط یک میز و دو تا صندلی وجود داشت من روی یکی از صندلی‌ها پشت میز منتظر آمدن بازجوی خود بودم‌. یک‌دفعه حوری وارد اتاق شد. بلند شدم و گفتم: «اه بازجویی مشترکه؟ چه باحال؟» صدایی از حوری درنیومد. و بی‌سر و صدا روی صندلی روبه‌روی من نشست. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

هریت بیچر استو نویسنده کلبه عموتام، داستان ضد بردگی

«هریت بیچر استو» (Harriet Beecher Stowe) چهاردهم ژوئن سال 1811 میلادی در خانواده‌ای مذهبی و تهی‌دست در روستای در «ایالت کنتاکی، آمریکا» چشم به جهان گشود. او هفت برادر و دو خواهر داشت. برادران‌اش همگی وارد خدمات مذهبی شدند.
هریت تا سیزده سالگی در یک مدرسه محلی درس خواند که یکی از زنان همان منطقه، آن را اداره می‌کرد. او سپس وارد مدرسه دختران در شهر «هارتفورد» شد. تعلیمات آن مدرسه، بسیار سخت‌گیرانه بود و در آن، مفاهیم دینی مسیحیت، نقش پررنگی داشت.
پس از پایان تحصیلات، خانواده هریت در سال 1832 میلادی به اوهایو مهاجرت کرده بودند و هریت به «موسسه زنانه وسترن» رفت و به تدریس مشغول شد. این موسسه را، کاترین خواهر بزرگ‌ترش در شهر سینسیناتی ایالت اوهایو تاسیس کرده بود.
او ضمن تدریس در آن‌ مدرسه به فراگیری زبان‌های ایتالیایی، فرانسوی و لاتین و آموزش نقاشی نیز پرداخت. وی دراین سالها ازنزدیک شاهدزندگی سیاهان وظلمی که برآنهامی‌شد بودواین انگیزه‌ای شد که او نویسندگی را آغاز کند و مقالاتی را در «مجله ماهانه وسترن» و «می فلاور» منتشر سازد.
هاریت در سال ۱۸۳۶ با کشیشی به نام «کالوین استو» ازدواج کرد و تا سال 1850، زندگی متوسطی را در شهر سینسیناتی می‌گذرانند. در این سال، همسرش، کرسی تدریسی را در «کالج بودویین» به دست آورد و با مهاجرت به آ‌ن‌جا وضع زندگی آن‌ها تغییر کرد. در همان زمان، هریت با داشتن شش فرزند، حس نوشتن در وجودش دوباره شکوفا شده بود و او را رها نمی‌کرد. آن دوران مساله لغو بردگی سیاه پوستان، یکی از مسائل روز جامعه آمریکا بود.
و حاصل این پیوند، معروف‌ترین داستان او بود که یک شاه‌کار ادبی است و «کلبه عمو تام» نام دارد. او در زمان اتشار کتاب کلبه عمو تام زنی چهل ساله و گم‌نام بود که پس از انتشار کتاب‌اش، نویسنده‌ای مشهور شد. وی صحنه دل‌خراش جدا کردن کودکان بردگان سیاه‌پوست را از مادران‌شان برای فروش در شهری دور دست و نامعلوم که برای همیشه امکان دیدن یک‌دیگر را نداشتند چنان منعکس کرده است که با خواندن آن، ایالات شمال‌شرقی و شمالی آمریکا از برده‌داری متنفر شدند.
گفته شده: پس از گذشت نه سال از انتشار کتاب کلبه عمو تام و در سال ۱۸۶۱، جنگ داخلی آمریکا آغاز شد که سرانجام آن صدور فرمان لغو بردگی سیاه‌پوستان بود. ابراهیم لینکون، رییس‌جمهور آن زمان آمریکا، در ملاقات‌هایش با هریت بیچر بارها گفته بود: «تو همان بانوی کوچکی هستی که این جنگ بزرگ را به راه انداختی.»
اما هاریت استو پس از تالیف کتاب کلبه عمو تام ده کتاب دیگر نیز نوشت، ولی هیچ‌کدام از آن‌ها به اندازه این کتاب شهرت جهانی نیافت. و سرانجام هریت بیچر استو در یکم جولای سال 1896 و در سن هشتادو پنج سالگی درگذشت.

موجودی به نام ژن پت. اسباب بازی یا حیوان خانگی

حیوانات خانگی ساخته شده با دانش مهندسی ژنتیک موسوم به "ژن پت"، دستاورد تازه محققان زیست فن آوری هستند که چشم اندازی دیگر از مسیر حرکت زیست فن آوری را ترسیم می کنند.
ژن پت ها که مانند عروسک های بسته بندی شده در کیسه های پلاستیکی با نخ ثابت شده اند، اسباب بازی یا ربات نیستند بلکه آنها حیوانات ژنتیکی زنده ای هستند که نفس می کشند و از طریق یک لوله با ترکیبات خاصی تغذیه می شوند. آدام براندجز، خالق این موجود می گوید: ژن پت ها برای گول زدن مردم خلق نشده اند بلکه تفسیری از مسیر حرکت بیوتکنولوژی هستند .
به گفته متخصصان دست اندرکار این طرح در ساخت این عروسکهای زنده از روشی موسوم به "زیگوت میکرواینجکشن" استفاده شده که خیلی زود به یک روش مطلوب و قابل توجه برای ترکیب مولکول وراثتی DNA یا تزریق پروتئین های خاصی از گونه های مختلف موجودات تبدیل شده است .
این روش به شکل قابل توجهی در سال 1997 برای پیوند زدن موش با عروس دریایی بیودرخشان استفاده شد و از آن پس برای خلق خرگوش ها، خوکها، ماهی ها و میمونهای رنگارنگ مورد استفاده قرار گرفته است  .
از آن زمان تاکنون مولکول وراثتی انسان به خرگوش ها و شامپانزه ها و مولکول وراثتی عنکبوت به گوسفند تزریق شده و امروز موجودی با عنوان "ژن پت" به وجود آمده است .
 این متخصصان با بسته بندی کردن ژن پت ها در بسته های پلاستیکی بر خلاف سایر انواع حیوانات و موجودات خلق شده ، یک گام پیشتر رفته اند .
بسته "ژن پت" دارای یک مونیتور کامل فعال ضربان قلب و اندازه گیری بهتر وضعیت هر یک از این حیوانات ژنتیکی در شرایطی است که در حالت خواب زمستانی قرار گرفته است.

طول عمر این ژن پتها دو تقسیم بندی یک ساله و سه ساله دارد .
در حالی که ممکن است تمام این موجودات شبیه به یکدیگر به نظر برسند اما در واقع این گونه نیست و هر ژن پت، یک کدرنگی مشخص دارد برای مثال کودکی که بخواهد ژن پتی داشته باشد که بسیار پر انرژی باشد باید ژن پت با کد قرمز رنگ را انتخاب کند. هر ژن پت در یک بسته بندی کاملا اختصاصی از قبل قرار گرفته است.
این بسته بندی خاص در واقع این موجود را از هر محصول دیگری در بازارهای امروزی جدا می کند .
هر بسته بندی دارای ریز تراشه ای است که وضعیت ژن پت را در حالی که خوابیده و منتظر است که او را به خانه خودتان ببرید، اندازه گیری و کنترل می کند .
ژن پت ها تحرک محدودی دارند همچنین از آنها باید مثل عروسک ها، توله سگ ها و یا مثل بچه انسان مراقبت و نگهداری شود
کد رنگهای ژن پت
قرمز:ورزشکار و پر انرژی
نارنجی :کنجکاو ماجراجو و با اعتماد به نفس
زرد:بازیگوش و شاد
سبز:صلح طلب کمک کار و سازگار
آبی :بی سرو صدا با وقار و با شخصیت
بنفش: تخیلی خیال پرداز و روحی روانی

راستی قیمتش اینطور که من متوجه شدم خارج از ایران بین 3 تا 10 هزار دلار،  کمتر از 3 تا 10 میلیون ما میشه بستگی به طول عمرش داره واگه بخواد بیاد ایران حتما 3 یا 4 برابر این قیمت تموم می شه
(بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش چهلم)

دادزدم‌: «یه لحظه صبرکن خواهر، بذار ببینم این‌جا چه خبره‌؟ اصلن این‌جا واقعن بهشت است‌؟ باری‌تعالی از اتفاقات این‌جا با‌خبر هستند‌‌؟ این کارها عین ظلم است، پس عدل‌شان کجاست‌؟ در آن دنیا می‌گفتند فلان‌کار را انجام دهید و بهمان‌کار را انجام ندهید ولی در بهشت هر‌کاری که دلتان بخواهد می‌توانید انجام دهید‌، گفتیم چشم. حداقل برای من، از همان اولی که به بهشت آمده‌ام همه‌چیز زورکی بوده است‌. به زور تغییر جنسیت داده شدم و حالا به زور سونداژ می‌شوم‌. حتمن فردا هم به زور به من تجاوز می‌کنند.» پرستار باخون‌سردی گفت‌: «سخن‌رانی‌تان تمام شد خانم دکتر‌؟ لطفا هم‌کاری کنید تا کارمان زودتر تمام شود.» گفتم‌: «انگاری من از اون موقع داشتم یاسین می‌خواندم‌. مثل این‌که این کارها در این‌جا خیلی روتین است و کسی تعجب هم نمی‌کند‌.»

با اکراه روی تخت کوچکی که درسلول بود خوابیدم و خانم پرستار یک پرده دستی کوچک و تاشو که هم‌راهش بود را‌‌ باز کرد و جلوی میله‌های سلول کشید تا دید نداشته باشد‌. قبل از این‌که مشغول سونداژ شود گفتم‌: «فکر کنم در سونداژ من به مشکل برخورد کنید چون از موقعی که عمل جراحی انجام شده است و جنسیت من را عوض کرده‌اند‌، ادرارم از جای معمول آن نمی‌آید و به‌طرز عجیبی خارج می‌شود.» خانم پرستار گفت‌: «نکند دکتر «عینک‌زاده» شما را عمل کرده است‌؟ ایشان این‌قدر که از بینی‌شان تند‌تند نفس می‌کشند معمولن سر عمل‌ها عینک‌شان بخار می‌کند و دیدشان خیلی محدود می‌شود‌. همیشه در عمل‌های تغییر جنسیت خروجی‌ها را دقیق بازسازی نمی‌کنند‌. فکر می‌کنم شما هم همین مشکل را داشته باشید‌.» گفتم‌: «خدای من این‌جا همه دیوانه‌اند، خوب پرستار اتاق عمل عینک‌شان را تمیز کند‌. به همین سادگی.» (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

ماساژ تایلندی برای بانوان در تهران؛ ماساژور مرد هم داریم

این روزها تب جدیدی وارد ایران شده است به نام ماساژ درمانی! تبی كه مشتری های خاص خودش را دارد و مراكز ارائه كننده آن هم همگی معتقدند كه از شیوه های اصل تایلندی استفاده می كنند.
 صرف نظر از این‌كه كاربرد ماساژ دردرمان برخی از عارضه ها توسط محققین ثابت شده است اماسوال این جا است كه به راستی این مراكز به شیوه علمی از این فن استفاده می‌كنند یا خیر؟
این مراكز همگی به حرفه‌ای بودن خود اذعان داشته و برای یك ساعت خدمات هزینه ای بالغ بر 20 تا 120 هزار تومان برای یك جلسه دریافت می كنند.
منشی جوان شركتی درباره ماساژهای درمانی می‌گوید: ماساژهای درمانی زیر نظر پزشك انجام می‌شود و طول درمان بستگی به نوع بیماری فرد دارد؛اما معمولا باید هفته ای یك جلسه مراجعه كنید و بعد از آن هر دو هفته تا سه هفته یك بار.كارهای درمانی توسط ماساژورهای مرد انجام می‌شود و معمولا بیست دقیقه تا نیم ساعت طول می‌كشد و بدون هیچ موادی و از روی لباس انجام می‌گیرد.
تبلیغات رنگارنگ این مراكز در روزنامه ها و سایت ها به چشم می‌خورد و قیمت‌ها هم نسبت به موسسه متفاوت است. این مراكز گاهی حتی ماساژهای خاص را هم ارائه می كنند. از ماساژ با شكلات و سنگ داغ گرفته تا شیرو عسل و كرم اسكراب كه قیمت‌شان بین بیست تا صد و بیست هزار تومان برای یك ساعت است.
برخی معتقدند ماساژ برای درمان بسیاری از بیماری‌ها مفید است اما بیشتر این مراكز تنها برای ریلكس شدن مشتری‌ها ماساژ انجام می‌دهند و معتقدند كه این ماساژها هم می‌توانند دردها را تسكین داده و در بهبود آن‌ها موثر باشند. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش سی و نهم)

گفتم خوب به سلامتی، تاحاج آقا یکی دو روزی خواب تشریف دارند، من بروم واز زندگی لذت ببرم. دراتاق نشمین روبه‌روی تلویزیون ماهواره‌ای بهشت نشستم وشروع به زیر و رو کردن کانال‌ها شدم. اکثرکانال‌ها کدمی‌خواستندو دلم می‌خواست حوری آن‌جا بودو کد دست‌رسی خودش را می‌داد تا می‌توانستم به‌طور مستقیم حوادث و اتفاق‌های بخش‌های مختلف بهشت و جهنم را ببینم. با خودم فکر کردم این پخش مستقیم هم سرگرمی جالبی برای ساکنین بهشت است و احتمالن کلی هم طرف‌دار دارد. تنها کانال‌های باز مربوط به پخش فیلم و سریال و فیلم‌های طبیعت و حیوانات شبیه «راز بقا» بود. سریال‌ها و فیلم‌ها هم شبیه «فارسی وان» بود و چنگی به دل نمی‌زد.

روی کنترل دکمه تله اینترنت رادیدم وکلی ذوق‌زده شدم. شروع به چرخ‌زدن دراینترنت فوق سریع جهان آخرت کردم. اولین چیزی که به ذهنم رسید جست‌وجوی اسم خودم در موتور جست‌وجوگر یاحق بود که با کمال تعجب بیش از دویست هزار نتیجه پیدا شد. گفتم معلوم می‌شود این‌جا چه‌قدر طرف‌دار دارم و خودم خبر نداشته‌ام. در صفحه اول عمدتن لینک صفحات افرادی بودند که در شبکه اجتماعی بهشت نت خاطرات اون دنیای‌شان رو نوشته بودند‌. چند تاش رو که خوندم دیدم اوضاع خیلی فضاحت‌بار است و غیر از فحش چیزی نصیب من نشده است. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

جبران خلیل جبران نویسنده توان‌مند کتاب پیامبر

دهم آوریل 2011 برابر با هشتادمین سال‌روز درگذشت «جبران خلیل جبران»  از نویسندگان سرشناس لبنانی، آمریکایی و خالق اثر بسیار مهم و مشهور «پیامبر» است. وی زاده سال 1883 بود و در چنین روزی در سال 1931 درگذشت. جبران خلیل جبران عارفی است که در ایران نیز محبوبیت بسیار دارد و نویسنده‌ای که آثارش بارها و بارها به فارسی ترجمه شده است.
«جبران خلیل جبران» در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی در شمال «لبنان» به دنیا آمد. مادرش «کامله» سی ساله بود که جبران را از همسر سومش «خلیل جبران» که مردی بی مسولیت بود به دنیا آورد.
جبران هشت ساله بود که پدرش به علت عدم پرداخت مالیات به زندان افتاد و حکومت عثمانی تمام اموالشان را ضبط و خانواده را آواره کرد. سرانجام مادرش  تصمیم گرفت با خانواده‌اش به آمریکا کوچ کند و در ۲۵ ژوین سال ۱۸۹۵، زمانی که جبران دوازده ساله بود لبنان را ترک و به ایالات متحده آمریکا رفتند  و در بوستون ساکن شدند.
جبران از همان ایام نوجوانی به میدان هنر و شعر و نویسندگی قدم نهاد. در بوستون به مدرسه رفت. جبران در سیزده سالگی با هنرمند آمریکایی به نام «فرد هلند دای» آشنا شد و از آن به بعد وارد مسیر هنر شد و آن شخص جبران را با اساطیر یونان، ادبیات جهان، نوشته‌های معاصر و عکاسی آشنا کرد.
اما جبران پس از حدود سه سال اقامت در آمریکا به شوق دیدن زادگاه و عشق به آشنایی با زبان و فرهنگ بومی خویش به وطن بازگشت و در سال ۱۸۹۸ وارد بیروت شد و به «مدرسه الحکمه» رفت. جبران در این دوره کتاب مقدس را به زبان عربی خواند و با هم‌کاری دوستش مجله‌ای به نام «المناره» منتشر کرد که حاوی نوشته‌های آن دو و نقاشی‌های جبران بود.
در هفده سالگی به طراحی چهره بزرگانی چون «عطار» و «ابن سینا» و «ابن خلدون» و برخی دیگر از حکما و نویسندگان پیشین دست زد و پس از پایان تحصیلات رسمی خود برای تکمیل هنر نقاشی به پاریس رفت و طی دو سال اقامت در فرانسه ضمن آشنایی با مکاتب گوناگون هنر نقاشی، کتابی با عنوان «الارواح المتمردة» (روان‌های سرکش) نوشت و در بیروت به طبع رساند.
این کتاب دولت عثمانی را سخت مضطرب کرد. کشیشان کتابش را محکوم کردند و روزی در میدان عمومی شهر انبوهی از این کتاب را به آتش کشیدند و حکومت وقت بازگشت او را به وطن ممنوع کرد. او در آن زمان از دانش‌گاه فارغ‌التحصیل شده بود و زبان‌های عربی و فرانسه را می‌دانست و در سرودن شعر به مهارت داشت. (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

تاج محل مقبره‌ای برای عشق

بدون شک «تاج‌محل» یکی از مهم‌ترین آثار به ویژه در زمینه‌ی هنر و معماری محسوب می‌شود. این بنای عظیم در عهد «شاه‌جهان» امپراتور مغولان هند در قرن هفدهم میلادی به وجود آمد. گورکانیان یا مغولان کبیر مسلمان بودند و آثار آنان نیز جز آثار اسلامی محسوب می‌شود.
تاج محل در واقع آرام‌گاهی است که شاه جهان امپراطور مغولی هند برای همسر محبوبش «ممتاز محل» در «آگرا» ساخت. این بنا عالی‌ترین نوع از مجموعه مقابر این سلسله است. که نماد معماری مغول شده است، آرام‌گاه‌های‌شاهنشاهی مغولان تماشایی‌ترین نمودهای مراسم تدفین با ترکیب ابداعی و توسعه‌ی ایده‌های مرده‌ریگ تیموریان و سبک‌های محلی هند هستند. تاثیر هنر و معماری ایرانی در این بنا هویدا و بسیاری از اصطلاحات رایج در مورد قسمت‌های مختلف این بنا به پارسی است. اصطلاحاتی مانند «گز»، «کاروان‌سرا» و «میهمان‌خانه» که تاثیرات ناشی از فرهنگ و زبان ایرانیان در این مجموعه می‌باشد. قوس‌های جناقی بنا نیز تحت تاثیر معماری یرانی است و با این‌که معمار یا معماران آن به‌طور دقیق مشخص نیست ولی در مدارک اشاراتی به «عیسا ایرانی» شده است.
بنای آرام‌گاه برروی دو صفه روی هم قرار گرفته‌اند. ساختمان مزار با طرح «هشت بهشت» طراحی و ساخته شده است. هشت بهشت یا هشت جنت نام نوعی طرح معماری است که بر اساس آن به‌طور معمول در وسط نقشه بنا یک فضای مرکزی به‌طور غالب گنبدی شکل وجود دارد که از مرکز آن چهار محور تقارن عبور می‌کند. در دو طرف شرقی و غربی عمارت مزار، دو ساختمان کاملن همانند به صورت متقارن ساخته شده است. بنایی که در سمت غرب عمارت قرار گرفته، مسجدی است که از سه گنبدخانه و سه ایوان ترکیب شده است. در جبهه شرقی مزار بنایی مشابه مسجد ساخته شده که مهمان‌خانه مجموعه است و در همه خصوصیات کالبدی مانند مسجد است به جز آن‌که محراب ندارد و بر روی  سنگ‌فرش آن شکل جانماز ایجاد نشده است. در بالای عمارت تاج محل، گنبد گلابی شکل قرار دارد که دو پوسته است. ارتفاع گنبد اصلی از روی صفه بیش از پنجاه متر است. در چهار طرف گنبد اصلی، چهار عدد طاقی با گنبد کوچک قرار دارد. وجود چهار گنبد کوچک در چهار سوی گنبد اصلی، سنت  و شیوه‌ای است که آن را در مقبره‌ی امیر اسماعیل سامانی در بخارا می‌توان ملاحظه کرد.
دروازه با شکوه ورودی باغ و مزار با نام «جلوخان»، در وسط جبهه‌ی متصل به باغ قرار گرفته است و طرحی به‌طور تقریبی مانند هشت بهشت اما شکلی ساده‌تر دارد. جلوخان نوعی فضای شهری به حساب می‌آید که به عنوان فضایی رابط میان یک فضای معماری و یک فضای شهری مانند بازار، معبر یا میدان مورد استفاده قرار گرفته است. در طراحی مجموعه تاج محل، اصل سلسله مراتب  توجه به نحوه‌ی ترتیب، تنظیم و استقرار عناصر بر اساس اهمیت معنوی و نمادین فضاها مورد توجه بوده است.
در این مجموعه، حرکت شخص از دنیوی‌ترین نماد یعنی بازار آغاز می‌شود و به اخروی ترین نماد مجموعه مزار منتهی می‌شود. در این بین، میدان جلوخان فضایی رابط بین بازار و مزار است. توجه به اصول تقارن، مرکزیت و ریتم نیز از دیگر ویژگی‌های این مجموعه است که آن را این چنین ارزش‌مند ساخته است.
در آرام‌گاه تاج محل جملگی سنت‌های معماری آسیای مرکزی، ایران و هند به‌طور هماهنگ و موزون تلفیق یافته و بیش‌ترین تاکید بر تناسبات هندسی عمارت شده است. این بنای زیبا آکنده از شعرهای پارسی است که به دست استادکاران ایرانی نگاشته شده است. اوج ایرانی‌گری را در دیار هند می‌توان عصر حکومت سلسله‌ی تیموری هند دانست. سلسله‌ای که خود را مغولان هند می‌دانستند و زبان رسمی و دیوانی شان پارسی بود و پرچم‌شان شیر و خورشید. پارسی‌سرایی و پارسی‌نویسی در دربار مغولان هند ارج داده می‌شد و تا بدان‌جا که گستره پارسی‌سرایی چنان اوج گرفت که سبک شعری با عنوان سبک هندی بازمانده آن دوران است.
شاه جهان در سال ۱۰۷۶ بعد از طی سال‌های پایانی عمرش در آگرا درگذشت و در کنار همسرش دفن شد. بعد از مرگ شاه تا زمانی که غربیان به توصیف و بررسی بنا پرداختند، اطلاعات راجع به آن اندک است. در سال ۱۸۰۳ میلادی انگلیسی‌ها آگرا را فتح کردند و شروع به بازسازی بنا کردند و با تشکیل مرکز  بررسی  آثار باستانی هند در سال ۱۸۶۰ و سیستماتیک‌تر شدن آن در آغاز قرن بیستم در این مرکز تعهداتی برای نگه‌داری این میراث باستانی اتخاذ شد. اما بر اساس گزارش اداره‌ی فرهنگی مقابر دنیا  این بنا که در لیست صد بنای برتر دنیاست در خطر نابودی است.

سه‌شنبه‌ها با موری یا سه شنبه ها با حوری! (بخش سی و هشتم)

فکر می‌کردم که با این ترفند از گیر صاحب‌خانه پرنفوذ و «ملا‌محمد عمر» تحریک‌شده خلاص شده و احتمالن برای مدتی در بازداشت‌گاه بهشت خواهم بود و سپس آزاد می‌شوم. ولی مثل این‌که قرار نبود من روی آرامش را در بهشت ببینم و بازی‌های بیش‌تری از سرنوشت در انتظارم بود. به محض ورود به انتظامات مرکزی بهشت مامور ارشد گزارشی از نحوه دستگیری من را به رییس داد و سفارش پیرمرد را به‌جا آورد.

بیچاره رییس تا اسم صاحبخانه را شنید ازجا بلندشد و گفت: «فورا ایشان رابه سرجای خود برگردانید و از طرف من ازجناب استاد عذرخواهی کنید. ضمنابفرماییدانشااله سعی می‌کنیم که دیگرمزاحم خانه‌ی آن‌ها نشویم.» رو به من کرد و گفت: «اگر یک‌بار دیگر کاری کنی که ما مجبور شویم مزاحم استاد شویم تلافی تمام این مزاحمت‌ها را برسرت در خواهم آورد و کاری می‌کنم که دعا کنی هیچ‌وقت بهشت نمی‌آمدی.» گفتم : «ولی ما دعای هر روزمان همین است ولی کسی اجابت نمی‌کند.» (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته