حافظ رییس جمهور ماست

سلام آقای حافظ
نه ،

خداحافظ آقای حافظ

          خداحافظ آقای حافظ که وقتی زخمه بر تنبور و شعرت می نشست
همه دختران سمرقندوبخارا وهمه شوريدگان بلخ
و همه ی زنان و سينه چاکان قونيه به کنار دريچه می آمدند
تا نسيمک غزلت کمی هم ، کَمکی هم
                                 ازماهتابی دل آنان بگذرد .
خداحافظ آقای حافظ ،
که اگر تو بودی و قلندری های تو بود و دل چاک چاک تو بود
من و همسايه ی ديوار به ديوار

                                و چهار پنج تا عاشق ديگر

رأی ناچيزمان را به تو می داديم

                              و تو رييس جمهور ما می شدی .

نقل از وبلاگ : پرواز ترانه

عمامه نذری !!!

فرهنگ نامه امروزی (7) : دزد ، جاده ، چلوکباب ، مادر ، صاحبخانه ، شیطان و ...

سن : شمارش گری كه برای خانم ها بيشتر از 30 سالگی را نشان نمی دهد.

شيطان : از مقربان سابق درگاه حق تعالی كه به علت مشاركت فعال در راه اندازی جهنم ، ايده ساخت كارخانجات ذوب فلزات را به او نسبت می دهند.

جبرئيل : از فرشتگان درگاه حق تعالی كه وظيفه اطلاع رسانی را به عهده داشته است ونحوه فعاليت او تقريبا شبيه "اينترنت" بوده است.

جاده : فيلمی از "فدريكو فلينی" كارگردان ايتاليايی و نیز محلی كه اگر در ايران واقع شده باشد ركورد بالاترين آدم كشی های جهان را در دست دارد.

دزد : کارپرداز ماهری كه دارایی های ديگران را بدون اجازه آنها به فروش رسانده و در آمد حاصله را نيز به عنوان دست مزد بالا می كشد.

زن كم توقع : خانم محترمی كه قبل از ازدواج فقط شوهر می خواهد و  بعد از ازدواج همه چيز.

زن مدير : خانم محترمی كه از ابتدای زندگی زناشویی به شوهر خود می گويد بايد رئيس شود و وقتی رئیس شد می گويد : " خاك بر سر آن هايی كه تو رئيس شان هستی " .

مادر : كسی كه  برای فرزندان در بهشت را باز می كند و برای شوهر در جهنم .

مادر از نوع ديگر : اگر مادر زن باشد به او می گويند "وزير جنگ" و اگر مادر شوهر باشد زبان او را به قسمت هايی از گل "كاكتوس" تشبیه می كنند كه كمی تا قسمتی برنده است.

چلو كباب : از غذاهای  اصيل ايرانی كه اگر در مراسم انتخابات ميل شود از گوشت سگ هم حلال تر است .

صاحبخانه : كسی كه اگر با دزد روبرو شود ممكن است كشته شود و اگر با مستأجر روبرو شود ممكن است بكشد .

تو غریبی!!!

غربت را نباید در الفبای شهر غربت جستجو کرد ، همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد ، تو غریبی .

فرهنگ نامه جدید (6) : شاعر ، هنرمند ، نقاش ...

احمق :

كسی  كه سرنوشت خود  را بدست كسی می سپارد كه قبلا از او شنيده است: "احمق تر از تو وجود ندارد".

ديوانه :

اگر "نيچه" يا "ونگوگ" باشد به او می گويند: "نابغه" و  اگر "چنگيزخان" يا "اسكندر" باشد به او می گويند: "قهرمان"، اما اگر آدم معمولی باشد می گويند: " ديوانه است فرار كنيد ".

شاعر : 

 كسی كه طبیعت را بهتر از دانشمندان توصیف می كند.

دانشمند :

 كسی كه ميان طبيعت و آزمايشگاه فرقی قائل نيست.

نقاش هنرمند :

آدمی  كه اول می فروشد و بعد آن را  نقاشی می كند.

هنرمند نقاش :

آدمی  كه  اول  نقاشی می كند و بعد آن را می فروشد.

گردشگری جن30 در برزیل

بر اساس تحقیقاتی که بی بی سی انجام داده، نوجوانان برزیلی نیاز رو به افزایش گردشگران خارجی را که خواهان 3ک + س در حین تعطیلات خود در برزیل هستند، تامین می‌کنند.
کریس راجرز در گزارش خود نشان می‌دهد که چگونه این کشور به عنوان مقصدی برای گردشگری جنسی از تایلند پیشی می‌گیرد و برای حل این مشکل تلاش می‌کند. (بقیه در ادامه مطلب)
ادامه نوشته

وقتی دود از کله ات بلند می شود چه شکلی می شوی؟ (عکس)


مرداب : خواننده ، گوگوش - شماعی زاده . ترانه سرا : اردلان سرافراز

مرداب

میون یه دشت لخت
 زیر خورشید کویر
 مونده یک مرداب پیر
 توی دست خاک اسیر
 منم اون مرداب پیر
 از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام ... آه
من همونم که یه روز
می خواستم دریا بشم
 می خواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم ... آه
 اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه
راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت
سر رام یه چاله کنده ... آه
توی چاله افتادم
خاک منو زندونی کرد
آسمون هم نبارید
اونم سرگرونی کرد
حالا یک مرداب شدم
یه اسیر نیمه جون
یه طرف می رم تو خاک
یه طرف به آسمون
خورشید از اون بالاها
زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن
 زندگیم شده همین
با چشام مردنمو
دارم اینجا می بینم
سرنوشتم همینه
من اسیر زمینم
هیچی باقی نیست ازم
قطره های آخره
خاک تشنه همینم
 داره همراش می بره
خشک می شم تموم می شم
فردا که خورشید می آد
شن جامو پر می کنه
که می آره دست باد ، آه

یک جعبه ویسکی پس از یک قرن باز شد

یک جعبه ویسکی ناب اسکاتلندی که یک قرن تمام در یخ های قطب جنوب دور از دسترس باده گساران مانده بود، امروز، جمعه، سرانجام باز شد. این جعبه چهار سال پیش در کلبه «سِر ارنست شکلتن» سير Ernest Shackleton کاوشگر نامدار بدست آمد. یازده بطر ویسکی اسکاتلندی «مک کینلی» Mackinlay در هفته های اخیر در موزه «کنتر بِری» Canterbury در «کرایست چرچ» در نیوزیلند، اندک اندک ذوب شد. بعید بنظر میرسد که به این ویسکی های یک قرن در یخ مانده کسی دمی بزند اما استادان فن «ویسکی آمیزی» نمونه هایی از آن را ارزیابی خواهند کرد تا ببینند که آیا می توان نمونه های تازه یی از آن ساخت یا نه. دستور ساخت این نوع ویسکی مدتهاست که دیگر وجود ندارد. این جعبه استثنائی در سرداب خواهد ماند و هر یک از یازده بطر آن، در عرض هفته های آینده، بدقت ارزیابی و نگاهداری خواهد شد.

وظیفه جدید نود 32 ( nud 32 )

عباس کیارستمی رییس آکادمی فیلم آسیا شد

عباس کیارستمی، کارگردان سرشناس سینمای ایران و برنده نخل طلای کن به سمت ریاست آکادمی فیلم آسیا انتخاب شده است.
ایسنا : آکادمی فیلم آسیا که با همکاری جشنواره فیلم بوسان برگزار میشود، شامل یک سری کارگاه‌ها، سمینارهای ویژه و کلاس‌های کارگردانی است که با هدف انتقال علم و دانش روز سینمای جهان برگزار می‌شود.
لازم به ذکر است آکادمی فیلم آسیا که از سال ۲۰۰۵ راه‌اندازی شده است، امسال طی روزهای ۳۰ سپتامبر تا ۱۶ اکتبر با حضور ۲۴ دانشجو از ۱۶ کشور برگزار خواهد شد.
این آکادمی از زمان تاسیس حدود ۱۲۴ دانش آموخته از ۲۴ کشور آسیایی را به دنیای سینما معرفی کرده است که ساخته‌های برخی از آنان به جشنوارهای «کن»، «برلین» و «روتردام» دعوت شده است.
گفتنی است کیارستمی اخیرن با جدیدترین فیلمش «کپی برابر اصل» در بخش رقابتی جشنواره کن نامزد نخل طلا بوده است.

درگذشت محمد علی ترقی جاه ، نقاش و فرامرز فرازمند، تهيه ‌کننده سينمای ايران

فرامرز فرازمند، تهيه ‌کننده سينمای ايران، روز جمعه در ۶۵ سالگی، به دليل سکته قلبی در خواب درگذشت. به گزارش خبرگزاری « فارس»، فرامرز فرازمند در تهيه فيلم هايی مانند ليلا، ميکس، درخت گلابی و سنتوری با داريوش مهرجويی همکاری داشت. در همين حال، و از سوی ديگر، مراسم تشييع محمدعلی ترقی‌جاه، نقاش، که او نيز جمعه شب به دليل سکته قلبی درگذشت، روز شنبه در تهران برگزار شد. محمدعلی ترقی‌جاه در رشته مهندسی تحصيل کرد، ولی با گرايشی که به نقاشی داشت، درسال ۱۳۴۶ برنده مدال طلای مسابقات هنری دانشگاه‌های ايران شد. موزه بين المللی هنر قرن بيست و يکم آمريکا، نقاشی‌های محمدعلی ترقی جاه را به‌عنوان نماينده هنر ايران انتخاب کرد. آثار او جزء مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران، موزه هنرهای مدرن شارجه و موزه نوتردام هلند است.

فراخوان تحریم کالاهای چینی (قسمت سوم)

نقل از وبلاگ : ترانه آزادی ایران

برای دیدن متن پست زیر را فعال کنید :

فراخوان تحریم کالاهای چینی (قسمت سوم)

فرهنگ نامه جدید (5) : مدیریت

نحوه مديريت  با توجه به شرايط و اوضاع و احوال كشورها معانی مختلفی دارد كه به چند نمونه از آنها اشاره می شود :

مديريت  امريكايی :  در اين نوع مديريت ، مديران  برای خود وكلا و مشاورينی دارند كه در مواقع نياز با ارائه ادله كافی همه ناكامی ها را به گردن رئيس جمهور بياندازند.

مديريت آلمانی : در اين نوع مديريت  به موازات افزايش كيفيت  و طول عمر كالاهای  توليدی ، مديران  تلاش می كنند تا طول عمر  كارگران آلمانی   نسبت به كارگران ترك و ساير مهاجرين افزايش يابد.

مديريت انگليسی : در اين نوع مديريت  مسئولين تلاش دارند با ايحاد اختلافات غير قابل رويت ميان سايركشورها، باعث رونق و بهبود روابط خود با همه كشورها  شوند.

مديريت  روسی : در اين نوع مديريت از طريق مصرف بی رويه  انواع نوشيدنی ها خصوصا "ودكا "  تلاش می شود تا  تعهدات خود را نسبت به ساير كشورها مرتبا   تغيير داده  و يا  به عقب بياندازند.

مديريت چينی : در اين نوع مديريت مسئولين  تلاش دارند پس از هر بار سركوب مخالفين ، خبرنگاران را به جرم عاملين اصلی اغتشاش و تظاهرات دستگير و محاكمه كنند.

مديريت  ايتاليائی : در اين نوع مديريت برای هر دوره  زمامداری چندين نخست وزيراستعفا می دهند  تا نهايتا نخست وزيری انتخاب  شود  كه همه او را دوست دارند.

مديريت فرانسوی : در اين نوع مديريت هر كس بتواند بهتر از ديگران شورش های خيابانی و يا اعتصابات كارگری را كنترل كند شانس بيشتری برای احراز مقام رياست جمهوری دارد.

مديريت  ايرانی : در اين نوع مديريت بهترين های جهان انتخاب می شوند تا با كمترين هزينه كسی جرأت نكند بگويد: "نحوه اداره امور كشور احتياج به اصلاحات اساسی  دارد"

تصاویری دردناک از کمپ ترک اعتیاد زنان (عکس)

عکس هایی از کمپ ترک اعتیاد زنان . برای مشاهده عکس ها به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

قبله دل

 نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن          که محال است دگر مثل تو پیدا کردن

نبرد سنجاب و دارکوب (عکس)

حمله ی دارکوب به لانه ی سنجاب برای اشغال لانه و ... ( عکس ها در ادامه مطلب )

ادامه نوشته

کارو : بر سنگ مزار

الا ، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم
 چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟
چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟
 از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک و خون خوردن
 نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم
تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم
کجا می خواستم مردن !؟ حقیقت کرد مجبورم
چه شبها تا سحر عریان ، بسوز فقر لرزیدم
چه ساعتها که سرگردان ، به ساز مرگ رقصیدم
 از این دوران آفت زا ، چه آفتها که من دیدم
 سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان
هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم
 فتادم در شب ظلمت ، به قعر خاک ، پوسیدم
 ز بسکه با لب محنت ،‌زمین فقر بوسیدم
 کنون کز خاک غم پر گشته این صد پاره دامانم
 چه می پرسی که چون مردم ؟ چه سان پاشیده شد جانم ؟
 چرا بیهوده این افسانه های کهنه بر خوانم ؟
 ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم
 که خون دیده ، آبم کرد و خاک مرده ها ، نانم
 همان دهری که بایستی بسندان کوفت دندانم
 به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم : انسانم
 ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی
 وجودم حرف بیجایی شد اندر مکتب هستی
 شکست و خرد شد ، افسانه شد ، روز به صد پستی
 کنون ... ای رهگذر ! در قلب این سرمای سر گردان
 به جای گریه : بر قبرم ، بکش با خون دل دستی
 که تنها قسمتش زنجیر بود ، از عالم هستی
 نه غمخواری ، نه دلداری ، نه کس بودم در این دنیا
 در عمق سینه ی زحمت ، نفس بودم در این دنیا
 همه بازیچه ی پول و هوس بودم در این دنیا
 پر و پا بسته مرغی در قفس بودم در این دنیا
 به شب های سکوت کاروان تیره بختیها
 سرا پا نغمه ی عصیان ، جرس بودم در این دنیا
 به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر ، با شادی
 که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی

فرهنگ نامه امروزی (4) : طلاق ، زن و مرد ، ازدواج ، دعای خانم ها ...

زن :
نيچه فيلسوف آلمانی جمله ای دارد با اين مضمون : "به سراغ زنان می روی ؟ تازيانه را فراموش مكن".   بعدها برتراند راسل فيلسوف انگليسی زير جمله او اين عبارت را اضافه كرد :  "سخن خوبی است اما افسوس که از ده زن نه زن پیش از بکار بردن تازیانه،  آن را از دست مردان می گیرند" .
زن و مرد :
مرد اگر منظور همان "آدم" باشد موجودی است كه باعث شده تا "زن" از دنده چپ  او بدنيا بيايد.
زن اگر همان "حوا" باشد موجودی است كه باعث شده تا "مرد" برای همیشه از بهشت بيرون انداخته شود.
ازدواج :
تنظيم قراردادی كه بر اساس آن طرفين متعهد می شوند تا پايان عمر (كه ممكن است 100 سال  طول بكشد) از يكديگر خوششان بيايد.
طلاق:
با برداشت  ديالكتيك هگلی شروع دو زندگی تاره كه از فعل و انفعالات يك زندگی كهنه ساخته می شود (تز_آنتی تز _سنتز) و با برداشت فمينيستی رهائی زن از ستم آشپزخانه
دعای خانم ها :
 قطعه ای ادبی كه معمولا خانم ها شب ها  قبل از خواب زمزمه می كنند:  " خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش كنم و مهم تر از همه 
قدرت بده تا در موقعيتی مناسب خفه اش كنم .".
دعای آقايان:
 قطعه ای ادبی كه معمولا آقايان صبح ها هنگام رفتن به سر كار  استفاده می كنند:
"خدايا آن قدر پول به من برسان كه شب ها پيش زن و بچه ام شرمنده نشوم."

آبشار آتشین ، پارك ملی يوسمیت در كاليفرنيای امريكا

اين پارك در سال 1890 بعنوان پارك ملی انتخاب شد.
( عکس ها و بقیه ی مطلب در ادامه مطلب )
ادامه نوشته

فرهنگ نامه امروزی (3) : خسیس ، توانگر ، درویش ، شادی ...

شادی : چيزی كه اگر به دنبالش برويد ممكن است بدست آوريد.

غم :  چيزی كه اگر به دنبالش هم نرويد بدست می آوريد.

ثروت : چيزهائی كه از فقرا  به ما رسيده است

فقر: چيزهائی كه از ثروتمندان به ما رسيده است

توانگر : كسی كه  دارائی بيشتری دارد

درويش توانگر  : توانگری كه خواسته‌های كمتری دارد

خسيس : آدمی كه  حاضر است سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی ‌كند
خسيس خشمگين :  خسيسی كه بايد تمام دارایی خود را صرف بازيابی سلامتی اش كند.

ديروز : لحظاتی  كه زندگی را مصرف كرده است

امروز : لحظاتی   كه زندگی را  به اسارت گرفته است

فردا :  لحظاتی   كه  قرار است  تبديل به زندگی شود

فراخوان : تحریم کالاهای چینی ( بخش دوم )

تحریم کالاهای چینی ( بخش دوم )

نقل از وبلاگ : ترانه آزادی

سایت لغتنامه دهخدا فیلتر شد

سایت لغتنامه دهخدا، این دایره المعارف عظیم را به صورت آنلاین در اختیار کاربران اینترنت قرار می‌دهد و در رتبه 389 سایت‌های پربازدید ایرانی قرار دارد.
درباره دلیل فیلترینگ این سایت از سوی مسئولین گفته شده است که : « این سایت اشعاری در جهت جریان فتنه و با هدف براندازی نظام منتشر می کرده و در معنی بعضی واژه ها از الفاظ هم سو با جریان فتنه استفاده کرده است که به همین فیلتر شده است.

ساحل خطرناک ، فرودگاه خطرناک (عکس)

عکس هایی از خطرناک ترین سواحل دریا . برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

اجرای قطعه مشهور پینک فلوید توسط گروه موسیقی ایرانی در تورنتو برای حمایت از جنبش سبز

یک گروه موسیقی ایرانی در تورنتوی کانادا، به منظور ابراز همبستگی با جنبش اعتراضی مردم داخل ایران، اجرای جدیدی از قطعه مشهور «آجر دیگری در دیوار» گروه نام‌آشنای پینک فلوید را ارائه کردند. این گروه در مورد نحوه دریافت اجازه از راجر واترز برای ایجاد تغییر در متن قطعه می‌گوید که در ابتدا بسیار عصبی بودند اما در نهایت شگفتی پس از ابراز این درخواست، آقای واترز به سرعت با این ایده موافقت کرده است.یک گروه موسیقی ایرانی در تورنتوی کانادا، به منظور ابراز همبستگی با جنبش اعتراضی مردم داخل ایران، اجرای جدیدی از قطعه مشهور «آجر دیگری در دیوار» گروه نام‌آشنای پینک فلوید را ارائه کردند. گروه موسیقی «تصویر تار» که اعضای اصلی آن دو برادر ایرانی هستند، تصمیم گرفتند این قطعه را به منظور «زنده نگاهداشتن فعالیت‌های حقوق بشری در ایران»، اجرا کرده و برای این منظور، پس از کسب اجازه از راجر واترز، سراینده این قطعه و خواننده گروه پینک فلوید، بخشی از متن این قطعه را تغییر دادند. در متن اصلی این قطعه، خواننده در اعتراض به نحوه شتسشوی مغزی و تحقیر در مدارس بریتانیا، خطاب به معلمی می‌گوید: «آهای معلم! اون بچه‌ها رو به حال خودشون بذار» که گروه «تصویر تار» در اجرای خود «آیت‌الله» را خطاب قرار می‌دهد. این دو برادر که خود را «سُهل» و «سِپ» معرفی می‌کنند، در سال ۱۹۸۸ به همراه خانواده، ایران را ترک کرده‌اند.   این دو می‌گویند که قصد دارند با این قطعه جوانان ایران را ترغیب کنند تا به مبارزات خود ادامه دهند و معتقدند که به عنوان ایرانیان خارج از کشور وظیفه دارند تا صدای معترضین داخل کشور را به گوش جهانیان برسانند. سهل می‌گوید شجاعت معترضان به نتایج انتخابات او و برادرش را به شدت تحت تأثیر قرار داد و می‌افزاید: «ما ایرانیان خارج از کشور مستأصل بودیم و می‌‌خواستیم به نحوی اتحادمان را با جوانانی که در ایران قیام کرده‌اند نشان دهیم».  این دو برادر می‌گویند زمانی که برای اولین بار این قطعه را در کنسرتی به صورت زنده اجرا کردند با استقبال گسترده‌ای مواجه شدند و برای همین تصمیم گرفتند آن را به صورت رسمی ضبط کنند. این دو  در مورد نحوه دریافت اجازه از راجر واترز برای ایجاد تغییر در متن قطعه می‌گویند که در ابتدا بسیار عصبی بودند اما در نهایت شگفتی پس از ابراز این درخواست، آقای واترز به سرعت با این ایده موافقت کرده است.

برای دوستت دارم قسم نخور...

کاش واژه حقیقت آن قدر با زبان ما صمیمی بود ، که برای بیان کردن "دوستت دارم" نیاز به قسم خوردن نبود . . .

فرهنگ نامه امروزی (2) : ازدواج، صیغه، عدالت، دکتر و... (طنز)

رمان های كلاسيك : كتابهايی كه مردم برای خريد آن پول میدهند ولی هيچوقت آن ها را نمیخوانند.
لبخند : يك منحنی لب كه می تواند چيزهای زيادی را بلافاصله در اختيار خانم ها قرار دهد.
اداره : مكانی كه شما می توانيد پس از ساعت ها زندگی خانوادگی به آنجا برويد و با آرامش استراحت كنيد.
و غيره : كلمه ای كه هر وقت استفاده كنيد شنونده فكر می كند شما خيلی چيزهای ديگر هم می دانيد.
جلسه : افرادی كه به تنهايی نمی توانند كاری انجام دهند در آنجا دور هم جمع می شوند تا تصميم بگيرند به طور دسته جمعی هم كاری انجام ندهند.
پدر : يك بانك كه از طريق نيروهای نامرئی ساخته شده است.
رئيس : كسی كه وقتی شما غايب هستيد او حاضر است و وقتی شما حاضر هستيد او غايب است.
عدالت : هنر تقسيم كردن كيك به ترتيبی كه هر كس فكر كند بيشترين قسمت نصيب او شده است.
دكتر : كسی كه بيمار شما را با قرص می كشد و خود شما را با صورتحساب.
مجرم : شخصی كه هيچ تفاوتی با بقيه ندارد فقط در هنگام ارتكاب جرم بدام افتاده است.
ازدواج : مراسمی كه يك زن فقط به اميد اين كه شوهرش تغيير كند و يك مـرد به اميد آن كه همسرش تغيير نكند در آن شركت می كند.
صيغه : فاصله ميان ازدواج قانونی و هوسبازی غير قانونی.

برداشت شما از این عکس چیست؟

در بخش نظرات ، شرحی برای این عکس و یا برداشت خود را از این عکس بنویسید.

جاخالی

دست نوشته ای از استاد پرویز مشکاتیان در مورد هنرمندان

آنچه از سنت تاریخ بدست می آید این است که چشمه حیات نه در ظلمات که در پیوند با مردمی است که زبان گفتن ندارند چنانکه از بی شمار شاعران تنها انگشت شماری به دیوار تاریخ نام آویخته اند و مابقی از پرویزن زمان به زیر ریخته اند .
 بخوانید دست نوشته ای از زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان به عنوان هنرمندی اصیل و مردمی :

در آستانه ذوب شدن کاخ یخی ، با شعار های مریخی و کارنامه و نمودارهای سیخی .
 آدمیزاده ، طرفه معجونی است      کز فرشته سرشته وز حیوان
 گر رود سوی این شود کم از این     ور رود سوی آن شود به از آن

 در این دو روز حیات ، هستند آدمیانی که ترغیب شان موجب تشویق ، و تکذیب شان موجب تشویش می شود ( برای هنرمند ).
 نیز هستند جماعتی که نه ترغیب شان باعث تشویق و نه تکذیب شان موجب تشویش می شود . یعنی همان آمدگان و رفتگان از دو کرانه جهان . به دیگر کلام :
 اگر صد سال بر مشکش زنی چوغ      همان دوغ و همان دوغ و همان دوغ
مایه شگفتی آنجاست که تنا بندگانی ببینی که ترغیب شان موجب تشویش و تکذیب شان مایه تشویق و شادمانی گردد .

 آقای احمدی نژاد در میان پراکنده گویی های تاریخی که به لطف خداوند منان کم نیست فرموده بودند که : "هنرمندان بزغاله اند " . واقعا باعث خفت و خواری هنرمندان این مرز و بوم بود اگر مقبول چنین معجون مجنونی واقع می شدند . با آرزوی پیروزی نجابت نجیب و بلوغ بلیغ .
پرویز مشکاتیان 20 خرداد

دکتر اسماعیل خویی : غزل بخت آیینه

"بختِ آيينه ندارم که در او می نگری؛ــــــــ
خاک بازار نيرزم که براو می گذری." ـ سعدی

کاش آيينه شوم تا که به روی ام نگری:
يا که خاک ِ گذرت ، تا که به روی ام گذری.
تا به ديروز، تو بودی پری و  من پر ِ تو:
حاليا قصّه ی ما قصّه ی ديو است و پری.
تو شدی باد و گذشتی به سبکْ ساری و من
لاله ام، داغ به دل، مانده به خونين جگری.
بر زبان جانِ مرا نيست به جز نامت و تو
گوش ِ دل داری ازسنگ گران تر به کری
در نگنجد به صفت ذات که مانندش نيست
کِلکِ من نيست به وصفت خجل از بی هنری.
به خدا هست خدا: و رنه چگونه ست که تو
حسن ات آن سو رود از حَدِّ جمال بشری.
خوب تر زين نتوان گفت ز حسن ات : کای دوست!
هر که خوب است به گيتی ، تو از او خوب تری.
عمر البتّه عزيز است، من اين می دانم:
همه با دوست، و ليکن، اگر آيد سپری.
جانِ مايیّ و نيابيم تورا در بر خويش؛
عمرِ مايی و نبينيم که بر ما گذری!
سايه ی سرو ِ قَدَت گر به سرم بود، نبود
حاصل زندگی ام اين همه بی بار و بری.

دوازدهم مارس دوهزارو چهارـ بيدرکجای آتلانتا