به مناسبت روز ولنتاین: عاشقانه های سی ثانیه ای

ولنتاین همه دوستان مبارک
در ضمن پست قبلی درباره زنان جذاب بود اما بعضی از عزیزان اشتباهی به خودشون گرفته بودند و خیالاتی شده بودند.
این روزها به ظاهر همه عجله دارند و قصد دارند با همان سرعتی که دنیا به پیش می‌رود، کارهایشان را پیش ببرند. در سریع‌ترین زمان ممکنه و با کم‌ترین هزینه!
این سرعت به روح زندگی هم سرایت کرده و به نظر می‌رسد دیگر از صبوری فرهاد و تداوم عاشقی مجنون خبری نباشد …
در این برنامه به چند راه سریع برای ابراز عشق اشاره دارم.
بر همگان واضح و مبرهن است که هر ارتباط سازنده‌ای نیازمند تداوم است و آن چه این تداوم را تقویت می‌کند جاری شدن روح عشق دراین ارتباط است.
اما چگونه می‌توان این روح را جاری کرد؟ راه‌های زیادی وجود دارد برای این که دو طرف یک ارتباط بتوانند عشقشان را به یک‌دیگر اثبات کنند اما یکی از ساده‌ترین راه‌ها ابراز مستقیم عبارت «دوستت دارم » هست. عبارتی که خیلی اوقات گفتنش برای انسان‌ها دشوار است و یه جورایی از اون طفره می‌روند. خیلی‌ها فکر می‌کنند با عمل نشان می‌دهند و خیلی‌ها هم فکر می‌کنند وقتی یک رابطه‌ای داره پیش می‌ره دیگه شاید نیازی به تاکید بر وجود عشق در آن نباشد. اما باید در نظر داشت که در یک ارتباط در هر مرحله‌ای که باشد؛ از دیدار‌های آغازین تا مرحله سال‌ها پس از ازدواج، تکرار و تاکید بر دوستی و عشق نقش بسیار مهمی را در تداوم آن بازی می‌کند.
خانم «لوری پون» نویسده کتاب «جنگ کم‌تر و عشق بیش‌تر…» توصیه‌هایی دارد برای بیان عشق در کوتاه ترین زمان ممکنه.
او معتقدست از5 راه ودرکم‌تر ازسی ثانیه می‌توان به طرف مقابل ابرازعشق کرد. (قیه درادامه مطلب)

ادامه نوشته

قوای شناختی مردان در حضور زنان جذاب تضعیف می شود

تحقیقات دانشمندان هلندی نشان می دهد که معاشرت با زنان می تواند قوای شناختی مردان را موقتا تضعیف می کند.
گروهی از دانشمندان رفتار شناسی دانشگاه رادبوند نایمخن هلند، می گویند یک ملاقات ساده با زنان می تواند به نقصان ذهنی و حواس پرتی گذرا در مردان منجر شود؛ حتی در مواردی مانند چت اینترنتی که میزان جذابیت یا در دسترس بودن زن مشخص نیست.
در این تحقیق آمده است که در مواردی "ذکر چندباره اسمهای زنانه توانسته قوای شناختی یک مرد را تحت تاثیر قرار دهد." در مورد دیگر حتی یک پیام کوتاه با تلفن همراه هم به همین نتیجه منجر شده است.
تکامل زیستی مردان از جمله دلایلی است که برای توضیح این رفتار ارائه شده است.
تازه ترین مطالعه ای که یوهان کارمانس، از محققان این دانشگاه، در سال ۲۰۰۹ انجام داد، نشان داد قوای شناختی مردان، و نه زنان، بعد از ۵ تا ۷ دقیقه معاشرت با یک غریبه جذاب افت می کند.

چگونگی آزمایش

دانشمندان ابتدا با انجام آزمایشهایی توانایی قوای شناختی شرکت کنندگان را اندازه گرفتند. سپس از شرکت کنندگان خواستند که چند لغت کوتاه را با صدای بلند در مقابل دوربین بخوانند. در این مقطع ناظری که آنها فقط نامش را می دانستند، فعالیت آنها را تحت نظر داشت. در مرحله نهایی بار دیگر توانایی شناختی شرکت کنندگان اندازه گرفته شد.
بر اساس این تحقیق "اغلب شرکت کنندگان بعد از اینکه متوجه شدند یک زن بر فعالیتشان نظارت می کند، قوای شناختی شان کاهش پیدا کرد." این در حالی است که توانایی قوای شناختی زنان تحت تاثیر جنسیت فرد ناظر قرار نمی گرفت.
در آزمایشی دیگر فقط به شرکت کنندگان گفته شد که در هنگام آزمایش، یک نفر در اتاق مجاور برای آنها پیام کوتاه ارسال می کند. فقط نام ارسال کننده پیام کوتاه به شرکت کنندگان گفته شد اما هیچ پیام کوتاهی فرستاده نشد.
نتیجه آزمایش مردانی که منتظر پیام کوتاه از جانب یک ناظر زن بودند، بدتر از آنهایی بود که منتظر پیام کوتاه ناظر مرد بودند.

تفاوت مردان و زنان

این محققان می گویند تکامل زیستی مردان به گونه ای است که آنها خودآگاه یا ناخودآگاه، به دنبال فرصت های جفت گیری هستند. بنابراین مردان بیش تر از زنان احتمال دارد که "از موقعیت های خنثی، برداشت های جنسیتی کنند" و اولین هزینه این واکنش آنی را ذهن می پردازد.
برای بسیاری از مردان احتمالا پیش آمده که هنگام مکالمه با زنان جذاب، کلماتشان را گم کنند.
این دانشمندان هلندی می گویند: "مردان وقتی که با زنی تلفنی صحبت می کنند یا حتی منتظر تماس او هستند، وقتی در اینترنت با زنی چت می کنند، یا وقتی که در اتاق انتظار خانم دکتر جدیدشان هستند، قوای شناختی شان تحت تاثیر قرار می گیرد."

انشای تکان دهنده ی یک دختر  ده ساله: می خواهم ف.ا... بشوم

می خواهم فاحشه بشوم......

شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده.

موضوع انشا: می خواهید در آینده چه کاره بشوید. الگوی شما چه کسی است؟

" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .

... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت: میداند. آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچوقت یادش نمی ماند.
تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند. "