ترانه ی : ( همه چی آرومه )

شلوارا کوتاهه، مانتوها چسبونه

دوهزارتا لیلی واسه هر مجنونه

من چه‌قد خوشبختم همه‌چی آرومه

مانتوها چسبونن، همه‌چی معلومه!

بگو این آرایش تا ابد پابرجاس

حالا که خط‌چشم تو نگاهت پیداس!

من چه‌قد خوشبختم زندگی آسونه

زندگی شیرینه همه‌چی ارزونه

همه‌چی آرومه غصه‌ها خوابیدن

پول خوبی می‌دن واسه‌ی زاییدن!

ما چه‌قد خوشبختیم همه‌چی آرومه

چه‌کسی بیکاره؟ چه کسی محرومه؟

غول بدبختی رو  غول خوشبختی خورد

هرچی که مشکل بود همه رو لولو برد!

قاضیا بیکارن زندونا تعطیله

پایه‌ی میز کسی نیست کلی میله

شیشه‌ی نوشابه جز واسه خوردن نیست

کار وانت غیر از پرتقال بردن نیست!

تو خیابون غیر از لیلی و مجنون نیست

روی هیچ دیواری قطره‌های خون نیست

نیست اصلا سانسور سایتها فیلتر نیست

توی میزگردا پشت هم زرزر نیست!

اونقَدَر خوشبختم اونقَدَر خوشحالم

که به بعضی‌جاها وازلین می‌مالم!

زده زیر دلمون خوشی ِ افراطی...

من نخوردم چیزی یا نکردم قاطی!

این ترانه‌ی قشنگ(همه‌چی آرومه)

اثری از من نیست، اثر باتومه!

ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی - وقتشه ، وقتشه رفتن ، وقتشه - خواننده : گوگوش

وقتشه ، وقتشه رفتن ، وقتشه
وقتشه ، از تو گذشتن وقتشه
 مهلت تولد دوباره نیست
 مردن دوباره ی من وقتشه
دیگه دیره واسه گفتن
 این کلام آخرینه
 فرصت ضجه نمونده
 لحظه های واپسینه
 دیگه با عاطفه دشمن
 واسه دلتنگی رفیقم
 توی شط سرخ نفرت
 بی صداترین غریقم
 من عروسک کدوم بازی وحشت
 من عروس قحطی کدوم تبارم
 که مثل تولد فاجعه سردم
 که مثل حادثه آرامش ندارم
 سرد و ساده و شکسته
 اینه ی قدیمی ام من
 با چراغ و گل غریبه
 با غبار صمیمی ام من
 می مونم زیر هجوم
 سنگی آوار کینه
واسه بازیچه بودن
 آخرین بازی همینه

مرداب : خواننده ، گوگوش - شماعی زاده . ترانه سرا : اردلان سرافراز

مرداب

میون یه دشت لخت
 زیر خورشید کویر
 مونده یک مرداب پیر
 توی دست خاک اسیر
 منم اون مرداب پیر
 از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام ... آه
من همونم که یه روز
می خواستم دریا بشم
 می خواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم ... آه
 اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه
راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت
سر رام یه چاله کنده ... آه
توی چاله افتادم
خاک منو زندونی کرد
آسمون هم نبارید
اونم سرگرونی کرد
حالا یک مرداب شدم
یه اسیر نیمه جون
یه طرف می رم تو خاک
یه طرف به آسمون
خورشید از اون بالاها
زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن
 زندگیم شده همین
با چشام مردنمو
دارم اینجا می بینم
سرنوشتم همینه
من اسیر زمینم
هیچی باقی نیست ازم
قطره های آخره
خاک تشنه همینم
 داره همراش می بره
خشک می شم تموم می شم
فردا که خورشید می آد
شن جامو پر می کنه
که می آره دست باد ، آه

ترانه : برای دیدن تو از حادثه ها گذشتم  - خواننده معین - شعر اردلان سرافراز

برای دیدن تو از حادثه ها گذشتم

خواننده : معین          ترانه سرا : اردلان سرافراز

هنوز ای یار تنهایم
 به دیدار تو می ایم
باز می ایم
 اگر که فرصتی باشد
مجال صحبتی باشد
حرف خواهم زد
برای دیدن تو از
 حادثه ها گذشتم
کفر اگر نباشد این
من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
برای دیدن تو از
حادثه ها گذشتم
کفر اگر نباشد این
من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
عذاب این دریده ها
مرا شکسته بی صدا
دستی بکش به زخم من
که از شفا گذشته ام
 که از شفا گذشته ام
باورم کن باورم کن
من که با تو صادقم
اگه خستم ، یا شکستم
هرچه هستم ، عاشقم
هر چه هستم ، عاشقم
برای دیدن تو از
حادثه ها گذشتم
کفر اگر نباشد این
من از خدا گذشته ام
 من از خدا گشذته ام
منو بشناس و باور کن
 که خسته ام ، خیلی خسته ام
اما هستم
تهی ماند و نشد آلوده دستم
 من به دنیا
دل نبستم
باورم کن ، باورم کن
من که با تو صادقم
اگه خستم ، یا شکستم
هر چه هستم ، عاشقم
هر چه هستم ، عاشقم
هر چه بلا کشیده ام
من از وفا کشیدم
چه از وفاداری این
 اهل وفا گشته ام
من از وفا گذشته ام
 برای دیدن تو از
 حادثه ها گذشتم
کفر اگر نباشد این
 من از خدا گذشته ام
کفر اگر نباشد این
 من از خدا گذشته ام

ترانه: هم سفر - خواننده: گوگوش - شعر: جنتی عطایی

همسفر
خواننده : گوگوش     ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی
 تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
 نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته
 تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من ، یه آسمون جدایی
اهل هر جا که باشی
 قاصد شکفتنی
 توی بهت و دغدغه
ناجی قلب منی
 پاکی آبی یا ابر
 نه خدا یا شبنمی
 قد آغوش منی
 نه زیادی نه کمی
 منو با خودت ببر
 من حریص رفتنم
 عاشق فتح افق
 دشمن برگشتنم
 ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
 چه خوبه با تو رفتن ، رفتن ، همیشه رفتن
 چه خوبه مثل سایه هم سفر تو بودن
 هم قدم جاده ها ، تن به سفر سپردن
 چی می شد شعر سفر
 بیت آخرین نداشت
 عمر کوچ من و تو
 دم واپسین نداشت
س آخر شعر سفر
 آخر عمر منه
 لحظه ی مردن من
 لحظه ی رسیدنه
 منو با خودت ببر

ترانه شقایق ، خواننده : داریوش ، شعر : اردلان سرافراز

شقایق

خواننده : داریوش ، ترانه سرا : اردلان سرافراز

دلم مثل دلت خونه ، شقایق
چشام دریای بارونه ، شقایق
 مث مردن می مونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من ، یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
 کسی خشکیده خون من رو دستاش
 که حتی یک نفس از من جدا نیست
 شقایق ای شقایق ، گل همیشه عاشق
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمی شه
 عزای عشق غصه ش جنس کوهه
 دل ویرون من از جنس شیشه
 شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
 تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه های بی کسی برد
شقایق وای شقایق ،‌ گل همیشه عاشق
دویدیم ،‌ دویدیم و دویدیم
 به شب های پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون ، نه توی قصه ها بود
حالا از تو قفط این مونده باقی
که سالار تموم عاشقایی
شقایق ای شقایق ، گل همیشه عاشق
شقایق وای شقایق ،‌ گل همیشه عاشق

ترانه ( پل ) ایرج جنتی عطایی - خواننده : گوگوش

 پل


 برای خواب معصومانه ی عشق
 کمک کن بستری از گل بسازیم
 برای کوچ شب هنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
 کمک کن سایه بونی از ترانه
 برای خواب ابریشم بسازیم
 کمک کن با کلام عاشقانه
 برای زخم شب مرهم بسازیم
 بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
 میون سفره ی شب تو با من
 بذار بین من و تو دستای ما
 پلی باشه واسه از خود گذشتن
 تو رو می شناسم ای شبگرد عاشق
 تو با اسم شب من آشنایی
 از اندوه تو و چشم تو پیداست
 که از ایل و تبار عاشقایی
 تو رو می شناسم ای سر در گریبون
 غریبگی نکن با هق هق من
 تن شکسته تو بسپار به دست
 نوازش های دست عاشق من
 به دنبال کدوم حرف و کلامی ؟
 سکوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
 تو قلبت ، قلب عاشق های دنیاست
 تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
 منو به جشن نور و اینه بردی
 چرا از سایه های شب بترسم
 تو خورشید رو به دست من سپردی
 کمک کن جاده های مه گرفته
 من مسافرو از تو نگیرن
 کمک کن تا کبوترهای خسته
 رو یخ بستگی شاخه نمیرن
 کمک کن از مسافرهای عاشق
 سراغ مهربونی رو بگیریم
 کمک کن تا برای هم بمونیم
 کمک کن تا برای هم بمیریم بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
 میون سفره ی شب تو با من
 بذار بین من و تو دستای ما
 پلی باشه واسه از خود گذشتن

ملک الشعرای بهار : مرغ سحر ناله سر کن

مرغ سحر ناله سر کن / داغ مرا تازه تر کن *** ز آه شرر بار این قفس را / بر شکن و زیر و زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس  درآ / نغمه ی آزادی نوع بشر سرا / و از نفسی عرصه ی این خاک تیره را پرشرر کن!

ظلم ظالم جور صیاد             آشیانم داده بر باد

ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت          شام تاریک ما را سحر کن

نو بهار است ، گل به بار است / ابر چشمم ، ژاله بار است / این قفس ، چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین / دست طبیعت گل عمر مرا مچین / جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن ، بیشتر کن مرغ بی دل             شرح هجران ، مختصر مختصر کن!


خواننده : داریوش ، یاور همیشه مؤمن ، شعر : ایرج جنتی عطایی

یاور همیشه مؤمن

خواننده : داریوش          ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی

 ای به داد من رسیده
 تو روزای خود شکستن
 ای چراغ مهربونی
 تو شبای وحشت من
 ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
 تو منو از شب گرفتی
 تو منو دادی به خورشید
 اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
 برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
 ناجی عاطفه ی من
 شعرم از تو جون گرفته
 رگ خشک بودن من
 از تن تو خون گرفته
 اگه مدیون تو باشم
 اگه از تو باشه جونم
 قدر اون لحظه نداره
 که منو دادی نشونم
 وقتی شب ، شب سفر بود
 توی کوچه های وحشت
وقت هر سایه کسی بود
 واسه بردنم به ظلمت
 وقتی هر ثانیه ی شب
 تپش هراس من بود
 وقتی زخم خنجر دوست
 بهترین لباس من بود
 تو با دست مهربونی
 به تنم مرهم کشیدی
 برام از روشنی گفتی
 پرده ی شبو دریدی
 یاور همیشه مؤمن
 تو برو سفر سلامت
 غم من نخور که دوری
 برای من شده عادت
 ای طلوع اولین دوست
 ای رفیق آخر من
 به سلامت ، سفرت خوش
 ای یگانه یاور من
 مقصدت هر جا که باشه
هر جای دنیا که باشی
 اونور مرز شقایق
 پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
 تنها دست تو رفیق
 دست بی ریای من بود

ترانه : ای یار بگو ، خواننده : ابی

ای یار بگو

خواننده : ابی     ترانه سرا : اردلان سرفراز
بگو ای یار ، بگو
ای وفادار بگو
 از سر بلند عشق
 بر سر دار بگو
 بگو ای یار ، بگو
ای وفادار بگو
 از سر بلند عشق
 بر سر دار بگو
بگو از خونه بگو
از گل پونه بگو
 از شب شبزده ها
که نمی مونه بگو
بگو از محبوبه ا
 نسترن های بنفش
سفره های بی ریا
 ر.ی سبزه زار فرش
بگو ای یار بگو
که دلم تنگ شده
 رو زمین جا ندارم
 آسمون سنگ شده
بگو از شب کوچه ها
پرسه های بی هدف
کوچه باغ انتظار
 بوی بارون و علف
 بگو از کلاغ پیر
که به خونه نرسید
 از بهار قصه ها
 که سر شاخه تکید
بگو از خونه بگو
از گل پونه بگو
از شب شب زده ها
 که نمی مونه بگو
بگو از محبوبه ها
 نسترن های بنفش
سفره های بی ریا
ری سبزه زار فرش
بگو ای یار بگو
 که دلم تنگ شده
 رو زمین جا ندارم
آسمون سنگ شده

ترانه ( شب شیشه ای ) از جنتی عطایی - خواننده : گوگوش

شب شیشه ای

شعر :  ایرج جنتی عطایی                                        خواننده : گوگوش


ما به هم محتاجیم
 مثل دیوونه به خواب
 مثل گندم به زمین
 مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم
 مثل ما به آدما
 مثل ماهیا به آب
 مثل آدم به هوا
 دستامون از هم اگه دور بمونه
 شب شیشه ای دیگه نمی شکنه
 از تو این شیشه ای همیشگی
خورشید مقوایی سر می زنه
 به عزای دوری دستای ما
 کوچه ها ، ساکت و بی صدا می شن
 بوی رخوت همه جا رو می گیره
 همه ی درها ، به غربت وا میشن
 جاده هامون ، که به خورشید می رسن
 مثل تاریکی ، بی انتها می شن
 ما به هم محتاجیم