گردشگری جن30 در برزیل
بیکینی کوچک دخترک استخوانبندی ظریف او را به نمایش میگذارد. نباید بیش از ۱۳ سال داشته باشد. او یکی از دهها دختر خیابانگردی است که در آفتاب خیرهکننده ظهر به دنبال مشتری هستند. بیشتر آنها از زاغههای اطراف شهر میآیند.
به محض این که اتومبیلم را پارک میکنم، دختران به شکل تحریک کنندهای شروع به رقصیدن میکنند تا توجه مرا به خود جلب کنند.
او میگوید:"سلام، اسم من کلمی است، میخواهید یک "برنامه" داشته باشید؟"
برنامه اسم مستعاری است که آنها برای یک ساعت همخوابگی استفاده میکنند. کلمی برای خدماتی که ارائه میکند کمتر از ۵ دلار میخواهد.
زن مسنتری که در آن اطراف است نزدیک میشود و خود را مادر کلمی معرفی میکند و میگوید: "میتوانید دو دختر دیگر نیز انتخاب کنید. آنها همسن دختر من هستند و قیمتشان هم همین قدر است."
او در ادامه توضیح میدهد: "میتوانم شما را به یک متل هم ببرم که اتاقهایش را به صورت ساعتی کرایه میدهد."
بهانهای میآورم و سری به بارها و روسپیخانههای اطراف محله بدنام میزنم. به رغم سختگیریهای پلیس، پیشرفت ناچیزی در زمینه مهار و از بین بردن فحشای کودکان در خیابانهای شهر رسیفه وجود دارد.
چهار سال بعد، برزیل میزبان جام جهانی فوتبال خواهد بود، رخدادی که میتواند به اقتصاد در حال شکوفایی این کشور کمک بسزایی بکند. برزیل در مبارزه با رکود اقتصادی پیروز شده و قسمتی از این موفقیت را مدیون سواحل مجلل و بی انتهای خود است که رکورددار جلب گردشگران هستند.
شهرت اروتیک (جن30) این کشور از دیرباز توجه گونهای ناخواسته از گردشگران را به سوی آن جلب کرده است.
هرهفته آژانسهای مسافرتی و متخصصهای برنامه ریزی تعطیلات هزارها مجرد اروپایی را با پروازهای از قبل تنظیم شده برای سکس ارزان قیمت به اینجا میآورند. اکنون برزیل به عنوان پرطرفدارترین مقصد برای گردشگری جنسی دنیا در حال پیشی گرفتن از تایلند است.
زیر سن قانونی
به محض فرارسیدن شب، زمینه برای بازیگران صحنه گردشگری جنسی رسیفه واقع در ایالت پرنامبوکو فراهم میشود.
زنهای خیابانی در میان گردشگران میلولند، در کنارشان میرقصند و دنبال مشتریان احتمالی میگردند. سن قانونی برای روسپی گری ۱۸ سال است ولی خیلی از آنها جوانتر از آن به نظر میآیند.
رانندگان تاکسی با دخترانی که برای وارد شدن به بار، زیر سن قانونی هستند همکاری میکنند. یکی از آنها به من پیشنهاد داد که با قیمت یک دختر، برایم دو دختر بیاورد و ما را تا یک متل محلی هم برساند.
او در حالی که مرا به سارا و ماریا معرفی میکند، میگوید: "آنها زیر سن قانونی هستند و بسیار ارزانتر از آنهایی که سنشان بالاتر است."
هیچ کدامشان تلاشی برای بالاترنشان دادن سنشان انجام ندادهاند. یکی از آنها کیفی به رنگ صورتی روشن به سبک عروسک "باربی" به دست دارد. آنها دستهای یکدیگر را گرفتهاند و به نظر از احتمال این که گیر بیفتند، میترسند.
محله بدنام رسیفه اکنون پر شده از اتومبیلهایی که به آرامی در میان گروههای دخترانی که بدنهایشان را به نمایش گذاشتهاند میخزند.
یکی از آنها یک بالاپوش و دامن کوتاه پوشیده و پیا نام دارد. او ۱۳ ساله است و موافقت کرده که با من در مورد زندگیاش به عنوان یک کودک روسپی صحبت کند. او به من توضیح میدهد که او هر شب تا زمان سپیدهدم در همان گوشه خیابان کار میکند تا بتواند از عهد مخارج تامین کرک و کوکائین خود و مادرش برآید.
او با خودستایی میگوید: "معمولا هر شب بیش از ده مشتری دارم که هرکدام حدود ۱۰ رئال (معادل ۵/۵ دلار) میپردازند. این برای خریدن یک تکه کرک کافی است."
پیا برای امنیت بیشتر با گروهی از دخترهای بزرگتر از خودش کار میکند که نقش پا انداز را بازی میکنند، هوای پولها را دارند و از جوانترها محافظت میکنند.
او میگوید: "تعداد زیادی دختر این جا کار میکنند. من جوانترینشان نیستم. خواهر من ۱۲ سال دارد. یکی دیگر هم هست که ۱۱ ساله است."
پیا نگران خواهرش است و اضافه میکند: "بیانکا از دو روز پیش که با یک جوان خارجی رفته دیگر دیده نشده است."
پیا از ۷ سالگی به عنوان روسپی کار میکند.
یونیسف تخمین میزند که حدود ۲۵۰ هزار روسپی کودک مانند پیا در برزیل زندگی میکنند.
پیا به من میگوید: "الان دیگر خیلی وقت است که این کار را میکنم. دیگر حتی به خطراتش هم فکر نمیکنم. پسرهای خارجی این جاها پیدایشان میشود. با خیلی از آنها بودهام . آنها کسانی هستند شبیه شما."
قلع و قمع
تنها دوخیابان آن سوتر ،پیاده رو مملو از دگرجنسنماهایی است که برای مشتریانشان خودنمایی میکنند. رونیسون ۱۴ ساله و ایوان ۱۲ ساله در میان آنها هستند.
ظاهر این دو پسرعمو با کفشهای پاشنه بلند، بلوزها و دامنهای کوتاه و آرایش غلیظ زنانه کاملا غلط انداز است.
رونیسون در حالی که موهای بلندش را به شکل فریبندهای عقب میزند، به من توضیح میدهد: "ما باید برای خریدن برنج و قوت لایموت برای خانوادههایمان پول در بیاوریم. والدین ما خیلی نگران ما نیستند. به آنها میگوییم کی می رویم و کی برمیگردیم. آن وقت پولهایمان را به آنها میدهیم تا مواد غذایی بخرند. آنها میدانند ما چگونه پول درمیآوریم، فقط در این مورد صحبت نمیکنیم."
در گذشته اکثر گردشگران جنسی به شهر فورتالزا در ۵۰۰ مایلی اینجا میرفتند. اما دیگر چنین نیست. در سال گذشته شهر سئارا که پایتخت ایالتی است و قرار است میزبان جام جهانی نیز باشد پیامی شفاف به گردشگران جنسی داده که آنها در این شهر مورد استقبال قرار نخواهند گرفت.
هر هفته دهها اتومبیل زرهپوش و پلیس فدرال مسلح به سلاح خودکار در خیابانهای محله بدنام گشت میزنند، درهای متلها و روسپی خانه را میشکنند، متخلفان را بازداشت میکنند و دختران کمسن و سال را زیر پوشش میگیرند.
الین مارکز، مدیر سازمان کشوری حمایت از کودکان ادعا دارد که تاخت و تاز بیامان و بی رحمانهاش اثربخش بوده است.
او میگوید: " ما بسیاری از این مراکز فحشا را تعطیل کردهایم. تمام خیابانها اکنون عاری از فحشا هستند. قصد دارم برای جام جهانی اقداماتم را شدت ببخشم. هدف مبارزات من، آن نوع از گردشگری است که فحشای کودکان را تشویق میکند."
سایر استانهای کشور اعلام کردهاند که فعالیت های خانم مارکز را زیر نظر دارند و اگر این اقدامات با موفقیت همراه باشند آنها نیز از آن پیروی خواهند کرد.
'هراسان'
اما در ازای هر روسپی خانهای که تعطیل میشود و هر گردشگر جنسی که دستگیر میشود، قربانیانی نیز وجود دارند.
خیلی از این قربانیان به خانههایی هدایت میشوند که از محل اعانات اداره میشوند. ظرفیت پذیرش یک مرکز که نزدیک رسیفه است، کاملا پر شده، چون بسیاری از این دختران نمیتوانند به خانهای بازگردانده شوند که فقر موجود در آن، آنها را به فحشا کشانده است. این دختران از سراسر برزیل به آن جا فرستاده شدهاند.
ماریای دوازده ساله میخواهد با مادرش زندگی کند ولی نمیتواند زیرا پا اندازش که او را مجبور به کار در خیابانها و فاحشه خانهها کرده بود، تهدید کرده که اگر فرار کند، او را به قتل خواهد رساند.
او به من گفت هنوز از جانش میترسد.
او میگوید: چارهای نداشتم جز این که هر چه او میگوید انجام دهم. حس میکردم کودکیام را از دست میدهم. من فقط نه سالم بود. میترسیدم. اگر گاهی بدون پول بازمیگشتم او مرا کتک میزد."
جین سولی سیلوا که این مرکز را بنیاد گذاشته میگوید: " اکثر این دختران وقتی به این جا میآیند تنها بین ۱۲ تا ۱۴ سال دارند. خیلی از آنها در بدو ورود مشکلات جدی نظیر سرطان دهانه رحم دارند. از آن جایی که سرطان معمولا در مراحل ابتدایی خود است، خوشبختانه ما هنوز قادریم به آنها کمک کنیم. خدا را شکر که درمان معمولا نتیجهبخش و موفقیتآمیز است."
بعضی از دخترها نیز آبستن میشوند و پدر کودک آنها گردشگری جنسی است.
امیدها
یک بنیاد خیریه بریتانیا در حال برنامه ریزی برای احداث مراکزی بیشتر از این دست است تا سرپناه تعداد رو به رشد کودکان روسپی شوند.
سارا دی کاروالهو از سازمان بینالمللی "کودک شاد" میگوید: "در چند سال گذشته و در شمال شرقی برزیل، بحران برای کودکانی که به روسپی گری کشانده میشوند به شدت رو به افزایش بوده است و این نتیجه روند رو به رشد تعداد گردشگران خارجی است که برای گذراندان تعطیلات جنسی به برزیل میآیند. باید کودکان را از سطح خیابانها جمعآوری کرد و چرخه فحشای خیابانی را شکست. باید به آنها مکان امنی برای زندگی داد، جایی که بتوانند کمک دریافت کنند."
اما هنوز خیلی مانده که بنیادهای خیریه و هجوم پلیس به مراکز روسپی گری، به پیا دختر روسپی ۱۳ سالهای که او را در خیابانهای روسیفه دیدم برسند.
خانه او کلبه کوچکی است که او همراه مادرش، دو برادرش و خواهر ۱۲ سالهاش که هنوز به خانه باز نگشته، در آن زندگی میکند. این کلبه چیزی نیست جز یک سایهبان لرزان و در حال فروریختن، دو نیمکت که به جای تختخواب عمل میکنند و یک سطل پلاستیکی که در آن لباس و ظرف میشورند.
وقتی از کازا، مادر او پرسیدم که آیا اشتغال دخترانش به روسپی گری او را ناراحت میکند یا نه، او بیشتر نگران این بود که آنها پول را به خانه نیاورند. او میگفت: "اگر پول هم در بیاورند آن را به خانه نمیآورند...نه آنها تمام پول را به خانه نمیآورند."
پیا به من گفت که امیدوار است روزی روسپی گری را کنار بگذارد. او میگفت شنیده بنیادهای خیریهای هستند که به دخترانی نظیر او اسکان میدهند.
او میگوید :" هر روز از خدا میخواهم که مرا از این زندگی نجات دهد. بعضی اوقات جلوی خودم را میگیرم اما بعد دوباره برای پیدا کردن مشتری به خیابانها میروم. اعتیاد خیلی بد است. اعتیاد نقطه ضعف من است، از طرف دیگر همیشه مشتریانی وجود دارند که حاضرند پول خرج کنند."
با سلام