نحوه مديريت  با توجه به شرايط و اوضاع و احوال كشورها معانی مختلفی دارد كه به چند نمونه از آنها اشاره می شود :

مديريت  امريكايی :  در اين نوع مديريت ، مديران  برای خود وكلا و مشاورينی دارند كه در مواقع نياز با ارائه ادله كافی همه ناكامی ها را به گردن رئيس جمهور بياندازند.

مديريت آلمانی : در اين نوع مديريت  به موازات افزايش كيفيت  و طول عمر كالاهای  توليدی ، مديران  تلاش می كنند تا طول عمر  كارگران آلمانی   نسبت به كارگران ترك و ساير مهاجرين افزايش يابد.

مديريت انگليسی : در اين نوع مديريت  مسئولين تلاش دارند با ايحاد اختلافات غير قابل رويت ميان سايركشورها، باعث رونق و بهبود روابط خود با همه كشورها  شوند.

مديريت  روسی : در اين نوع مديريت از طريق مصرف بی رويه  انواع نوشيدنی ها خصوصا "ودكا "  تلاش می شود تا  تعهدات خود را نسبت به ساير كشورها مرتبا   تغيير داده  و يا  به عقب بياندازند.

مديريت چينی : در اين نوع مديريت مسئولين  تلاش دارند پس از هر بار سركوب مخالفين ، خبرنگاران را به جرم عاملين اصلی اغتشاش و تظاهرات دستگير و محاكمه كنند.

مديريت  ايتاليائی : در اين نوع مديريت برای هر دوره  زمامداری چندين نخست وزيراستعفا می دهند  تا نهايتا نخست وزيری انتخاب  شود  كه همه او را دوست دارند.

مديريت فرانسوی : در اين نوع مديريت هر كس بتواند بهتر از ديگران شورش های خيابانی و يا اعتصابات كارگری را كنترل كند شانس بيشتری برای احراز مقام رياست جمهوری دارد.

مديريت  ايرانی : در اين نوع مديريت بهترين های جهان انتخاب می شوند تا با كمترين هزينه كسی جرأت نكند بگويد: "نحوه اداره امور كشور احتياج به اصلاحات اساسی  دارد"