فرهنگ نامه امروزی (4) : طلاق ، زن و مرد ، ازدواج ، دعای خانم ها ...
زن :
نيچه فيلسوف آلمانی جمله ای دارد با اين مضمون : "به سراغ زنان می روی ؟ تازيانه را فراموش مكن". بعدها برتراند راسل فيلسوف انگليسی زير جمله او اين عبارت را اضافه كرد : "سخن خوبی است اما افسوس که از ده زن نه زن پیش از بکار بردن تازیانه، آن را از دست مردان می گیرند" .
زن و مرد :
مرد اگر منظور همان "آدم" باشد موجودی است كه باعث شده تا "زن" از دنده چپ او بدنيا بيايد.
زن اگر همان "حوا" باشد موجودی است كه باعث شده تا "مرد" برای همیشه از بهشت بيرون انداخته شود.
ازدواج :
تنظيم قراردادی كه بر اساس آن طرفين متعهد می شوند تا پايان عمر (كه ممكن است 100 سال طول بكشد) از يكديگر خوششان بيايد.
طلاق:
با برداشت ديالكتيك هگلی شروع دو زندگی تاره كه از فعل و انفعالات يك زندگی كهنه ساخته می شود (تز_آنتی تز _سنتز) و با برداشت فمينيستی رهائی زن از ستم آشپزخانه
دعای خانم ها :
قطعه ای ادبی كه معمولا خانم ها شب ها قبل از خواب زمزمه می كنند: " خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش كنم و مهم تر از همه
قدرت بده تا در موقعيتی مناسب خفه اش كنم .".
دعای آقايان:
قطعه ای ادبی كه معمولا آقايان صبح ها هنگام رفتن به سر كار استفاده می كنند:
"خدايا آن قدر پول به من برسان كه شب ها پيش زن و بچه ام شرمنده نشوم."
با سلام