( ادامه مطلب )

     خیام بیشتر با رباعیاتش شناخته می شود ، در صورتی که او بزرگترین ریاضی دان عصر خود بوده است و برای شناخت مقام او در ریاضیات همین بس که بگوییم اتحادهای جبری را او کشف کرد و تا قبل از خیام اروپاییان چیزی از جبر نمی دانستند و در طی جنگ های صلیبی کتاب « الجبر و المقابله » خیام به دست اروپاییان افتاد و آنها این کتاب را به اروپا بردند و در اختیار کلیسا قرار دادند و بدین ترتیب اروپاییان با جبر آشنا شدند .
     اما یکی از شاعران ایرانی ( به غیر از فردوسی ، مولوی ، حافظ و ... ) که اروپاییان و به ویژه انگلیسیان و اانگلیسی زبانان او را می شناسند خیام است . زیرا رباعیات خیام را فیتز جرالد به زبان انگلیسی ترجمه و در اروپا چاپ کرده است . در وصف مقام او در شعر هم همین بس که رباعیات او از بهترین رباعیات در شهر فارسی است و او در رباعیاتش هم هنر شعری خود را به نمایش گذاشته و هم این که در رباعیاتش فلسفه ای را که به آن اعتقاد داشته است بیان کرده و نیز از ریاضیات در رباعیات خود استفاده کرده است .
زادگاه خیام را نیشابور می دانند و در همین شهر هم از دنیا رفت و به خاک سپرده شد . اما در طول عمر پر برکت و طولانی خود به جاهای مختلفی سفر کرد ( یا بهتر بگوییم از دست بی خردان و دانشمند نماها گریخت و جان خود را نجات داد ) . او توانست خسوفی را پیش بینی کند در صورتی که علما و روحانیان آن روزگار معتقد بودند هنگام خسوف شیطان ماه را می بلعد و برای این که ماه را پس بدهد نماز آیات و وحشت می خواندند و بر طبل ها و کوس ها و دف ها می کوفتند تا شیطان از سر و صدا ترسیده و ماه را قی کند ( بالا بیاورد ، استفراغ کند ) و زمانی که خیام به آنها گفت علت خسوف چیست حکم تکفیر او را دادند و می خواستند او را به دار بیاویزند که خیام از دستشان گریخت . اما با این حال هنگامی که از دنیا رفت او را کافر دانستند و از دفن خیام در گورستان مسلمین جلوگیری کردند و به همین دلیل او را در باغی دفن کردند .
درباره ی خیام داستان های بسیاری نقل شده است که اگر مایل بودید در آینده آنها را بازگو می کنیم . یکی از آنها داستان هم کلاسی بودن خیام و خواجه نظام الملک و حسن صباح است که صحت ندارد و از نظر زمانی و سنی این سه تن نمی توانستند در یک کلاس باشند . البته هم دوره بوده اند و خواجه نظام الملک از خیام حمایت کرده و در یکی دو مورد نیز جان او را از دست علما و روحانیان آن زمان نجات داده است .
در پایان برای آشنایی با رباعیات خیام چند نمونه می نویسیم که بسیار زیبا هستند و پر مغز و معنا دار .

اشاره به این که مردم اعتقاد دارند کره زمین بر روی شاخ گاوی قرار دارد و هنگامی که سال تحویل می شود گاو کره زمین را از این شاخ به روی آن شاخ می اندازد :

گاوی ست در آسمان و نامش پروین          یک گاو دگر نشسته در زیر زمین
چشــــم خردت باز کن از روی یقین          زیـر و زبـر دو گاو مشتی خر بین

خیام می دانسته که کره زمین گرد است و زمین به دور خورشید می چرخد . در چند رباعی این را بیان کرده است . یکی را برای نمونه می نویسیم :

این چرخ فلک که ما در او حیرانیم           فـــانوس خیــال از او مثــالی دانیم
خورشیــد چراغ دان و عالم فانوس          ما چون صُوَّریم که اندر او حیرانیم

آخرین رباعی :

ای آمده از عالم روحـــــانی تفت          حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
مـــی نوش ندانی از کجا آمده ای          خـــوش باش ندانی به کجــــا خواهی رفت

درود و سلام بر او و یادش گرامی باد .