زن در پیشینه پارسیان - قسمت دوم : ( روز زن )
( ادامه مطلب )
درايران قديم هر روزی اسم خاصی داشت. برخی از اين اسم روزها با نام ماههاي 12 گانه يكی بود و نام روز در نام ماه تكرار می شد. وقتي كه اسم ماه با اسم روز يكی بود آن روز را جشن میگرفتند. درنتيجه جشن اسفند روز كه پنجمين روز از اسفند ماه است به نام جشن اسفندگان نامگذاری شده بود. اسفند ماه و روز سپندارمذ متعلق و به نام امشاسپند و فرشته موكل زن و زمين سپنتا آرميتی بوده است. ايزدبانويی كهن كه در آيين زرتشتی ظهور كرد و تبديل به يكی از امشاسپندان شد. سپندارمذ موكل زمين و زن خوب است. به همين علت روزی را كه منصوب به او بوده به نام سپندار مذ است جشن زنان برگزار می شد.
سپنتا آرميتی شكل مونث كلمه سپنت يا سپنته
است معادل امروزي براي اين كلمه ايراني واوستايی مقدس است. سپنتا آرميتی در
پهلوی معنای درست منشی دارد. همه جهان فرزندان سپندارمذ هستند، اما
خصوصيتهای اين امشاسپند بيشتر جنبه معنوی و روحانی زنان را دربر میگيرد.
دربرابر اين امشاسپند ما ارديسور آناهيد يا آناهيتا است كه حالت مادی تر و
اساتيری دارد.براساس عقايد ايرانی زردشتی زماني كه زن بد و دزد بر روی زمين
راه می روند اين امشاسپند آن چنان آزرده می شود كه گويی فرزند مرده درشكم
دارد. يكي ازصفتهايی كه براي او نام می برند « گله اوبار(GELE OBWAR)»
است. اوباردن به معنای خوردن و بلعيدن است، يعني او همه گله ها و شكايت ها و
رنج ها را را به خود می پذيرد ،مثل زمين. او مثل زمينی است كه هم نياكان را
خوراك می دهد، هم بدان را و هر بدی و صدمهای را كه به او زده شود،
می پذيرد و شكايت و گله نمی كند. ناخرسندی شان نمی دهد و رنجهای خود را
پنهان می كند و از بدی های ديگران درمی گذرد. حالتهای بيشتر و
پذيرندگی های روحانی را برای امشاسپند سپندارمذ ذكر كردهاند.
اين امشاسپند چون موكل زن و زمين بود نگهبانی از مرزها را نيز بر عهده داشت و
همان ايزدی است كه تير را براي آرش آماده كرد تا مرز ايران و توران را
دوباره ترسيم كند و تير آرش شيوا تير را تا آن سوی جيحون همراهي كرد.
فردوسی درشاهنامه درباره سپندار مذ می سرايد:
سپندار مذ پاسبان تو باد ز خرداد روشن روان تو باد
تاريخ گرديزی و آثار ابوريحان بيرونی توضيحات بيشتری درباره آيين های اين
روز آورده اند. اينمنابع از آن به عنوان روز مزدگيران نام برده اند.
روزی كه جشن به زنان اختصاص داشت و در اين روز زنان از افراد خانواده هديه
میگرفتند. البته رسم جشن گرفتن برای بزرگداشت زنان هنوز هم دربرخی از نقاط
پراكنده و در بين مردم عادی و در جامعه سنتی و برخی از دهات وجود دارد.
دربرخی از جاها حتی در يك روز زنان به حكومت می رسند. به هر حال اين آداب
و رسوم از گذشته برجای مانده است.
در اين روز آن بخشی از اوستا كه هر روز خوانده می شود را با ذكر نام ايزد
موكل آن روز می خوانند . آب آويشن درست می كنند و در محل مخصوص عبادت
در خانه بامداد گل می گذارند و اوستا خوانی میكنند و بوی خوش يعنی اسپند و
كندر در آتش می گذارند و برای زنان هديه هم می گرفتند. دراين روز زنان
درخانه كار نمی كردند و مردان به جای آنها كارهای خانه را انجام می دادند.
همانطور که گفته شد درآیین ما ایرانیان زن از ارج والایی برخوردار بود تا
جایی که زرتشت ،زن و مرد را هنگام همسر گزینی برابر هم میگذارد. او به
دختران و پسران اندرز میداد که پیش از بستن پیمان زناشویی، با خرد خود
رایزنی نمایند و همسری را برگزینند که در پیشبرد راستی با آنها همگام باشد.
به گفتار دیگرزن میتوانست که شوی خود رابرگزیند.
دردفتر ” گاهشماری و جشن های ایران باستان “ از هاشم رضی آمده است که:
در روز اسفند از ماه اسفند که برابر است با پانزدهم اسفند ، این برگزینی به
اوج خود می رسید. دراین روز جشنی بر پا میگشت که نامش مرد گیران یا مژده
گیران بوده است. این جشن ویژه زنان بوده وبرای بزرگداشت آن برپا میگشت.
مردم برای گرامیداشت به آن پیشکش داده و بخشش میکردند. زنان
در آن روز فرمانروایی میکردند و مردان باید از آنان فرمان میبردند.
گردیزی نوشته است : از این رو این جشن را مردگیری مینامند که زنان با آزادی
تمام میتوانستند مرد زندگی خود را برگزینند. دراین روز مردان از آنان
فرمانبرداری میکردند و آرزوهای آنان را برآورده میکردند.
در ” فلسفه زرتشت “ آمده است:
ارج زن درآیین ما ایرانیان بسیار بالا بود تا جایی که کوروش هخامنشی پایه
گذار شاهنشاهی هخامنشی و آزادی درجهان ، همیشه زیر دست مادر خود می نشست.
با سلام