ثنا نصاری، نویسنده «دوشیزه»
«ثنا نصاری» نویسنده و شاعر جوان آبادانی متولد ۱۳۶۴ است. او مدتی دبیر سرویس ادبی هفتهنامهی «اروند» در خوزستان بود. نخستین کتابش به نام «در من فیلی خفته است» زمانی که بیست سال بیشتر نداشت توسط نشر «داستانسرا» به چاپ رسید. تا به حال چندین بار از آثار ثنا نصاری در جشنوارههای مختلف تقدیر شده است. او در حال حاضر در کلاسهای فیلمنامهنویسی «ناصر تقوایی» شرکت فعال دارد. داستان «دوشیزه» یکی از آثار مجموعه داستانهای کوتاهی است که نصاری در دست نگارش دارد، شخصیتها و مکان وقایع داستانهای این مجموعه ثابتاند اما هنوز نامی برای مجموعه انتخاب نکرده است.
نقد و نگاه
پسر سفید و قد بلند است و «تصدیق» دارد. دختر نوک زبانی حرف میزند، «س» و «ز» را درست تلفظ نمیکند، از آن بدتر، از سه جان از هفت جانی که طبق قانون بازی دوران کودکی به او تعلق داشته دو تایش را به اجبار در «فاضل آب» انداخته و حالا این یکی…
«مادرش» راضی نمیشد. خودش را زد. گریه کرد گفت: «خودت را بدبخت میکنی دختر! دوتا زن تنها با یک بچهی بیپدر چه کنیم؟» و هر روز که شکم دختر بالاتر آمد تکرار کرد: «سگ بشی مادر نشی.» مثل یک ورد یا پندی که آشکار است نتیجهای ندارد. مثل نفرینی که خودش تجربه کرده بود. راضی شده بود…»
فرزند ناخواسته یکی از قدیمیترین داستانهای دنیا و داستان دوشیزه روایتی تازه از این قصهی قدیمی است. دلالتهای مکانی و زمانی داستان: بعضی اسمها، و نشانهها (پوشش محلی، خالکوبی روی پوست…)، و اصطلاحات جدید پزشکی به زبان انگلیسی، حاکی از وقوع داستان در در زایشگاهی در جنوب ایران و در زمان حال است.
داستان بسیار تصویری است بهطوری که میتوان فیلم کوتاه خوش ساختی را از آن تصور کرد. شخصیتها خوب توصیف شدهاند و خواننده با علاقه دنبالشان میکند، تنها مانع شاید نرسیدن به سرعت دلخواه برای دنبال کردن داستان به خاطر صرفهجویی نویسنده و ایجاز در توضیح «کی گفت، کی شنفت» شخصیتهاست که البته با شنیدن یا خواندن دوبارهی داستان همهچیز را در لفاف طنزی ظریف سر جای خود مییابیم.
«مادرش» راضی نمیشد. خودش را زد. گریه کرد گفت: «خودت را بدبخت میکنی دختر! دوتا زن تنها با یک بچهی بیپدر چه کنیم؟» و هر روز که شکم دختر بالاتر آمد تکرار کرد: «سگ بشی مادر نشی.» مثل یک ورد یا پندی که آشکار است نتیجهای ندارد. مثل نفرینی که خودش تجربه کرده بود. راضی شده بود…»
فرزند ناخواسته یکی از قدیمیترین داستانهای دنیا و داستان دوشیزه روایتی تازه از این قصهی قدیمی است. دلالتهای مکانی و زمانی داستان: بعضی اسمها، و نشانهها (پوشش محلی، خالکوبی روی پوست…)، و اصطلاحات جدید پزشکی به زبان انگلیسی، حاکی از وقوع داستان در در زایشگاهی در جنوب ایران و در زمان حال است.

نمونهای از گفتوگو و توصیف شخصیتهای داستان:
لطفی زن جوان را به اتاق معاینه راهنمایی میکند. جملهها را پشت سر هم میگوید خالی از حس.
اگر مهربان شدی سوارت میشوند.
-شلوارت رو در آر خانم. شورتتم درآر.
اگر صدایت را یک کم ببری بالا، میروند دفتر پرستاری شکایت میکنند.
-بخواب روی تخت.
سردی صدایت نباید بیمار را ناراحت کند.
-نه درد داره نه ترس. فقط میخوام معاینه کنم.
نمیشود. لحن صدایش مثل دریس نمیشود. سرد اما خالی از خشونت.
اگر مهربان شدی سوارت میشوند.
-شلوارت رو در آر خانم. شورتتم درآر.
اگر صدایت را یک کم ببری بالا، میروند دفتر پرستاری شکایت میکنند.
-بخواب روی تخت.
سردی صدایت نباید بیمار را ناراحت کند.
-نه درد داره نه ترس. فقط میخوام معاینه کنم.
نمیشود. لحن صدایش مثل دریس نمیشود. سرد اما خالی از خشونت.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 5:25 توسط بهزاد
|
با سلام