میلان کوندرا نویسنده چک، فتح کردن ذهن یک زن
میلان کوندرا درسال ۱۹۲۹ در چکسلواکی سابق بهدنیا آمد. شعرگویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست. در سال ۱۹۴۸ وارد دانشکده سینمای پراگ شد و در سال ۱۹۵۰ از حزب کمونیست اخراج شد. نخستین مجموعه شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» که خوشبینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار میداد در ۱۹۵۳ و دومین و آخرین مجموعه شعر او با نام «تک گویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بیپرده بازنمایی میشد در ۱۹۵۷ منتشر شد.
در سال ۱۹۶۰ آموزش ادبیات در دانشکده سینما به عهده او گذاشته شد. نخستین نمایشنامه او با نام «مالکان کلیدها» که به دوران ترس و خشونت هنگام استیلای آلمان میپرداخت در ۱۹۶۱ به چاپ رسید.
کوندرا به همراه بسیاری از هنرمندان و نویسندگان چکسلواکی به حمایت از جنبش اصلاحطلبانه حزب کمونیست چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ پرداخت. پس از اشغال کشور توسط ارتش شوروی در اوت ۱۹۶۸ نامش در لیست سیاه قرار گرفته و انتشار کتابهایش و عرضه آنها در کتابخانهها ممنوع شد و یک سال بعد از دانشکده سینما هم اخراج شد.
کوندرا از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی میکند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شدهاست.
از آثار او میتوان به: «شوخی»، «عشقهای خندهدار»، «دونژوان»، «زندگی جای دیگریست»، «کلاه کلمنتیس»، «بار هستی»، «جاودانگی»، «آهستگی»، «جهالت»، «هویت» و «وصایای تحریف شده» اشاره کرد.
کوندرا شوخی را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین داستانگو روایت میشود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست.
لودویک، شخصیت اصلی داستان، به دنبال همین شوخی ساده و احمقانه، از حزب و دانشکده اخراج میشود و ۶ سال از عمرش را در معادن ذغالسنگ به کار اجباری میپردازد. ۱۵ سال بعد، با هلنا، همسر رییس سابقش مواجه میشود. او به-قصد انتقام از مافوق سابقش، که از مسببان اخراج او از حزب بوده است، تلاش میکند هلنا را به خیانت وادارد و او را به-چنگ آورد. او در این راه موفق میشود، غافل از اینکه اینبار دنیا با او شوخی کرده است، شوخیای مضحک و خندهدار…
«فتح کردن ذهن یک زن تابع قوانین سخت وانعطافناپذیرخودش است وتمام تلاشهابرای به راه آوردن او با حرفهای منطقی محکوم به فناست. عاقلانه اینست که تصویربنیادی خودساخته او(اصول، آرمانها، اعتقادات اساسی ) را تعیین کنید و بعد به یاری زبان آوری، گفتارهای غیرمنطقی و از این قبیل تدبیری برای ایجاد رابطهای هماهنگ میان تصویر خود ساخته او و رفتار دلخواه او بیندیشید.»
در مورد ترجمهی فارسی رمان شوخی به این نکته توجه داشته باشید که یک فصل از این کتاب، که به توصیف لحظه به لحظهی یک رابطهی جنسی میپردازد، بهطورکامل سانسورشده است. برای خواندن این فصل میتوانید به کتابخانهی اینترنتی خوابگرد به آدرس www.khabgard.com مراجعه کنید.
شوخی را «فروغ پوریاوری» برای انتشارات «روشنگران و مطالعات زنان» ترجمه کرده است.
در سال ۱۹۶۰ آموزش ادبیات در دانشکده سینما به عهده او گذاشته شد. نخستین نمایشنامه او با نام «مالکان کلیدها» که به دوران ترس و خشونت هنگام استیلای آلمان میپرداخت در ۱۹۶۱ به چاپ رسید.
کوندرا به همراه بسیاری از هنرمندان و نویسندگان چکسلواکی به حمایت از جنبش اصلاحطلبانه حزب کمونیست چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ پرداخت. پس از اشغال کشور توسط ارتش شوروی در اوت ۱۹۶۸ نامش در لیست سیاه قرار گرفته و انتشار کتابهایش و عرضه آنها در کتابخانهها ممنوع شد و یک سال بعد از دانشکده سینما هم اخراج شد.
کوندرا از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی میکند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شدهاست.
از آثار او میتوان به: «شوخی»، «عشقهای خندهدار»، «دونژوان»، «زندگی جای دیگریست»، «کلاه کلمنتیس»، «بار هستی»، «جاودانگی»، «آهستگی»، «جهالت»، «هویت» و «وصایای تحریف شده» اشاره کرد.
کوندرا شوخی را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین داستانگو روایت میشود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست.
«خوشبینی تریاک تودههاست. جو سالم بوی گند حماقت میدهد. درود بر تروتسکی»
لودویک، شخصیت اصلی داستان، به دنبال همین شوخی ساده و احمقانه، از حزب و دانشکده اخراج میشود و ۶ سال از عمرش را در معادن ذغالسنگ به کار اجباری میپردازد. ۱۵ سال بعد، با هلنا، همسر رییس سابقش مواجه میشود. او به-قصد انتقام از مافوق سابقش، که از مسببان اخراج او از حزب بوده است، تلاش میکند هلنا را به خیانت وادارد و او را به-چنگ آورد. او در این راه موفق میشود، غافل از اینکه اینبار دنیا با او شوخی کرده است، شوخیای مضحک و خندهدار…
«فتح کردن ذهن یک زن تابع قوانین سخت وانعطافناپذیرخودش است وتمام تلاشهابرای به راه آوردن او با حرفهای منطقی محکوم به فناست. عاقلانه اینست که تصویربنیادی خودساخته او(اصول، آرمانها، اعتقادات اساسی ) را تعیین کنید و بعد به یاری زبان آوری، گفتارهای غیرمنطقی و از این قبیل تدبیری برای ایجاد رابطهای هماهنگ میان تصویر خود ساخته او و رفتار دلخواه او بیندیشید.»
در مورد ترجمهی فارسی رمان شوخی به این نکته توجه داشته باشید که یک فصل از این کتاب، که به توصیف لحظه به لحظهی یک رابطهی جنسی میپردازد، بهطورکامل سانسورشده است. برای خواندن این فصل میتوانید به کتابخانهی اینترنتی خوابگرد به آدرس www.khabgard.com مراجعه کنید.
شوخی را «فروغ پوریاوری» برای انتشارات «روشنگران و مطالعات زنان» ترجمه کرده است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 4:50 توسط بهزاد
|
با سلام