نوای درون، موسیقی افلاک. زندگینامه پری زنگنه خواننده نابینا

پری زنگنه میگوید: «برای همسرم سخت بودبپذیردکه درعین نابینایی میشودخانهداری وآشپزی هم کرد. بنابراین قرار گذاشتیم تازمانی که دودخترمان فارسی راخوب یادبگیرند باهم زندگی کنیم و پس از آن، او دخترانمان را به خارج از کشور برد و من تنها شدم.» این حادثه و تجربه نابینایی براى او انگیزهاى شدتا ازیک سودیگر نابینایان را به زندگى فعال دعوت کند و از سوى دیگر به همه نشان دهد نابینایی و در کل هرگونه آسیب دیدگی عضوی مانع شکوفایی توانمندیهای انسان و اوجگیری هنر او نمیتواند باشد. به همین منظورپس ازوقفهای که زندگی خانوادگی درفعالیتهای هنریش انداخته بود، مصممتر وجدیتر ازقبل به عرصه موسیقى وسفرهای هنرجویانه بازگشت و کنسرتهای متعددى برگزار کرد.
او در سفرهای پی در پی خود و برگزاری کنسرت در نقاط مختلف ایران و جهان دو هدف را دنبال میکرد، یکى آشنایی مردم هر دیار با موسیقی ایران و دیگرى ایجاد درآمد برای یاری دادن به مراکز فرهنگی روشندلان در هر منطقه. به پاس همین خدمات نیکوکارانهى پری زنگنه در کنار فعالیتهای فرهنگی و هنریاش بود که به او عنوان «سفیر بینالمللی حسن نیت» داده شد. به نظر پرى زنگنه، جهان امروز نیاز به مهر ورزیدن بیشتر برای ارتباط انسانی بهتر بین مردم دارد و موسیقی یکی از بهترین راهها براى ایجاد این ارتباط است. به همین دلیل او نیز به اجرا و خلق آثاری پرداخته که در جهت تحقق این آرمان هستند.
او میگوید «این تنهایی و نابینایی فرصتی فراهم آورد تا بهطور جدی به موسیقی بپردازم. پری زنگنه معتقد است شرط علاقه به خواندن برای فراگیری موسیقی کافی نیست و باید استعداد ذاتی داشت. میگوید در دوران کودکستان و دبستان در سرودها و آوازهای دستهجمعی میخوانده و معلمانش از صدای او تعریف میکردند و در دوران دبیرستان هم ترانههای روز آن روزگار را که بهطور معمول خوانندگانش «دلکش»، «مرضیه» و «پوران شاپوری» بودند را برای همکلاسیهایش میخوانده و در همین دوره بود که به تشویق اطرافیان و فامیل، پدرش اجازه داد تا نزد نصراله زرینپنجه ردیفهای موسیقی اصیل ایرانی را بیاموزد. او میافزاید «بعد به انتخاب خودم به هنرستان عالی موسیقی رفتم. در آنجا از من پرسیدند در چه رشتهای می خواهم امتحان بدهم، و من نمی دانستم.»
پری زنگنه در پاسخ به سوال آیا اینکه در ایران مجبور است که فقط برای زنان بخواند برایش راضی کننده است؟ میگوید، «برای من همینقدر کافی است. برای اینکه پیش از انقلاب آنقدر در ایران و اطراف دنیا کنسرت دادم که از این لحاظ بهطور کامل اغنا شدم، ولی اکنون هم که فقط برای خانمها میخوانم از نظر حسی برایم هیچ دست کمی از حس آن موقع هاندارد و کاملن مرا راضی میکند.»

او با افتخار از یکی از شاگردان برجستهاش «سلمی الهی»، دختر «غزاله علیزاده» و «بیژن الهی» یاد میکند و میافزاید، «سلمی آلتوی خیلی قوی دارد، یعنی صدایش پرحجم زنانه است و من حدود دو سال با او کار بهطور خصوصی کار کردم و او اکنون در اپرای پاریس مشغول ادامه تحصیل است و در بعضی از کنسرتهایم در اروپا اگر به سلمی دسترسی داشته باشم، از او میخواهم بیاید بخواند تا به علاقهمندان معرفی شود.»
به نظر پرى زنگنه، جهان امروز نیاز به مهر ورزیدن بیشتر برای ارتباط انسانی بهتر بین مردم دارد و موسیقی یکی از بهترین راهها براى ایجاد این ارتباط است. به همین دلیل او نیز به اجرا و خلق آثاری پرداخته که در جهت تحقق این آرمان هستند. از اجراهای برجسته پری زنگنه تکخوانى او در اجراى سمفونی شماره ۹ بتهوون توسط ارکستر سمفونی «فورت لادردیل» به رهبری «لری سیگال» در فلوریدا است. همچنین بازسازی علمی ترانههای محلی و بومی ایران و اجراى آن به صورت کلاسیک از کارهای شاخص او به شمار میرود. از پری زنگنه تاکنون بیش از سیصد ترانه و ده اثر نوشتاری منتشر شده است. کتابهایی مانند آوای نام ها از ایران زمین که گردآوری و نوشتن آن بیش از ۵ سال به طول انجامید و یا کتابهایی با آمیزهیی از وصف طبیعت و اهداف آموزشی برای کودکان و نوجوانان مانند دنیای بزرگ کودکی، شاهپرکهای قصهی من و پری لالاییها.
آخرین کتاب او آن سوی تاریکی نام دارد که به تازگی انتشارات کتابسرا منتشر کرده است. این کتاب نتیجه سالها زندگی در نابینایى و در کنار نابینایان است که با بیان خاطرههای زندگی شخصی و آموزههای علمی و تجربی، در پی روشن کردن گوشههای پنهان مسایل، مشکلات و راهکارهای زندگی این گروه اجتماعی گام بر مى دارد. پری زنگنه در مورد نگارش این کتاب مینویسد، آسان نبود بازگشت به روزهای آغازین نابینایی و فرو افتادن در میان گذشتهها، تنفس هوای متغیر زندگی و گم شدن در انبوه تصویرهای گمشده. دشوارتر از نگارش و پژوهش و ویرایش کتاب، بازخوانی تجربههای نادیده بود و تکرار روزهای ناخوانده. اما این راه را برگزیدم چرا که میخواستم آیندگانی که تاریکی را تجربه خواهند کرد، زندگی آسودهتر و هموارتری داشته باشند و بسیاری از مردم همان گونه که در بازگویی واژهی نابینایان اشتباه می کنند، در عمل نیز نابینایان را بینوایان به شمار نیاورند. پس به سراغ کتابچهی ذهنم رفتم و از اوراق خاک خوردهی آن تا برگهای امروزی را ورق زدم. پری زنگنه یکی از بزرگترین خوانندگان عصر حاضر است با صدایی ملکوتی و زیبا.
با سلام