چندسال پیش وقتی آهنگ «گذر» «نام‌جو» را برایم گذاشتند، حدس می‌زدم که چندسال دیگر، حتا بچه‌های سانتی‌مانتال تهرانی نیز به آن روی بیاورند و به قول «نام‌جو» وارد نحله روشن‌فکری شوند که ساربان آن «براهنی»  است و احتمالن یکی از شتربانان خلف آن «نام‌جو».
«نام‌جو» در فیلم «آرامش با دیازپام ده» از نظر خود، دغدغه‌ها و ایرادهای موسیقی عصر خودمان را با طنزی گزنده بیان می‌کند و خیلی از موسیقی‌دانان کشور را به سخره می‌گیرد، انتقادهای «نام‌جو» به دل می‌نشیند ولی حقیقتن موسیقی این افراد تا این حد فاقد ذوق و درجه ۳ نیست. (البته این نیز یادمان باشد که انتقاد با مسخره‌بازی فرق زیادی دارد.)
به هر حال تفکر «نام‌جو» و سبک موسیقی‌اش به دل می‌نشیند و به راستی قابل تامل است ولی به علت همان ضعف نظر عامه که در اول با نوآوری سرسختی نشان می‌دهد و در آخر چنان مسخ آن می‌شوند‌، که دیگرخبری از انتقاد نیست، «نام‌جو» نیز از این قاعده مستثنا نیست و حال حتا گوش دادن به آن دارای ژست روشن‌فکرانه است.
سبک موسیقایی «نام‌جو»، تلفیقی است و ادعای آن را دارد که درحال نجات موسیقی اصیل ایرانی است، هرچندخیلی از قطعات آن ازسطح بالایی برخوردارنیستند ولی تلنگر وشروع خوبی بود برای افراد گروه‌های دیگر که نگاه جامع‌تری نسبت به کارهای خود داشته باشند و این‌چنین شد که «نام‌جو» تاثیر زیادی بر گروه‌ها وخواننده‌گان بعدازخودگذاشت. بطورکلی کارهای «نام‌جو» به۴دسته تقسیم میشوند:

۱-قطعاتی که ساخته‌ی خود «نام‌جو» هستند و از کیفیت مناسبی برخوردارند مانند «ترنج»، «بگوبگو»، «بیابان»، «زلف» و … این کارها معمولن شعر آن‌ها از شعرای کلاسیک گرفته شده‌است (البته) با  کلی شیرین‌کاری و دست‌کاری «نام‌جو». این قطعات از لحاظ ترکیب ساز ‌و تنظیم در سطح قابل قبولی برخوردار است و در واقع معرف توانایی موسیقایی «نام‌جو» هستند.

۲-قطعاتی که صرف بازخوانی است و کار تکنیکی آن‌چنانی در تنظیم آن‌ها صورت نگرفته است مثل «لیلای من»، «شیرین شیرین»، «هم‌راه شو عزیز» و … این کارها از موسیقی‌های فولکلور و خواننده‌گان قدیمی صاحب سبک برداشت شده‌اند و توسط خود «نام‌جو» بازخوانی شده‌اند. این قطعات در واقع عامه‌پسند‌ترین کارهای «نام‌جو» هستند که از مهم‌ترین دلایل مورد پسندبودن آن‌ها تحریری‌های به‌جای «نام‌جو» و هم‌چنین انتخاب گام‌های ساده و نیز خاطره‌دار بودن این قطعات است.

۳-قطعاتی که بیشترجنبه‌ی شعری آن‌ها مطرح است و از لحاظ موسیقیایی از تنظیم و بار فنی آنچنانی برخوردار نیست. مثل عقاید «نئوکانتی»، «گذر»، «گیس»، «روزی که رفت از یاد»، «عشق همیشه در مراجعه است» و …

در این قطعات بیش‌تر سعی شده است از ریتم‌های ساده و گام‌های دم‌دست استفاده شود در این قطعات گاه‌گاهی ناهماهنگی‌ها چه از لحاظ تنظیم و چه از لحاظ خارج شدن صدا و به اصطلاح فالش خواندن دیده می‌شود که «نام‌جو» چه با ساز و چه با صدا سعی در لاپوشی این خطاها دارد ولی در جاهایی این ناهماهنگی و عدم تطبیق ملودی با آکورد به اوج خود می‌رسد. مثل «رفتم سر کوچه» و «واق واق سگ».

۴-کارهای اخیر «نام‌جو» که معمولن به‌صورت تک‌آهنگ و بازخوانی کارهای قبلی خود «نام‌جو» ارایه شده است که ظاهرن نتیجه‌ی علمی است که از مصاحبت با اروپاییان کسب کرده است. مثل «پیپ»، «سیم باند»، بازخوانی «جبر جغرافیایی» و حتا آلبوم آخر «آخ» در این کارها تنظیم‌، ترکیب، و انتخاب ساز مناسب ولی به شدت آکادمیکی صورت پذیرفته است. و در واقع تکنیک‌ها نسخه‌ای کپی شده از کارهای گروه‌های دهه ۶۰ و ۷۰ اروپا و آمریکا است. و انگار نشان‌گر «نام‌جویی» است که کم‌کم دارد پرونده‌اش بسته می‌شود.

به هر حال «نام‌جو» در کارهای قبلی‌اش نشان داد که اهمیت زیادی به شعر و فلسفه می‌دهد. این تفکرات در عقاید نئوکانتی‌، «عشق همیشه در مراجعه است» و «روزی که رفت از یاد» به اوج خود می‌رسد و در واقع بیان‌گر دغدغه‌هایی بود که سال‌ها است جای آن در موسیقی ما خالی بوده است. او ظاهرن نشان می‌داد که فراتر از یک چارچوب فانتزی و گیشه‌ای است پس این‌گونه بود که «نام‌جو» زیبا می‌بیند. ولی در ادامه نشان داد که این‌گونه نیست. «نام‌جو» اگر اعتقاد داشت که خوانش موسیقایی جدید از قرآن به منزله‌ی توهین به آن نیست دیگر چه نیازی به عذرخواهی بود.
«نام‌جو» اگر عرفان مولوی به حافظ را قبول داشت که همیشه بهترین نسخه‌های عرفان در هر دوره‌ای بودند، دیگر چه نیازی به زمزمه‌کردن عرفان لایتی کوئیلو بود به هر حال «نام‌جو» نشان‌داده که کم‌کم تب و توان موسیقی‌اش فروکش کرده و مصداق همان شاعری است که قافیه‌اش به تنگ آمده. این‌چنین است که یکی می‌شود «باب دیلن» و یکی می‌شود ماکت تربتی آن.