کاریکلماتور (1) : خوک سلاخی شده، خودشناسی، ترس و...
پادشاهان پارسی، تربيت پسران خود را به چهار مرد میسپردند؛ به فرزانهترين، به عادلترين، به ميانهروترين و به شجاعترين مرد.
هيچ چيزی مثل قانون معيوب نيست.
ما ابتدا بدخواهِ دلايل میشويم ، سپس بدخواهِ شخص.
ترس، گوسفند را هم به گرگ بدل میكند.
اين كه انسان، انسان را هم میكشد، خوكِ سلاخی شده، تسلی مییابد.
ما بايد از ميان هنرهای آزاد از آنی بياغازيم كه ما را آزاد میكند: از خودشناسی.
من با رضايت میگذارم مزاحم خوابم شوند، تا به اين وسيله آن را دريابم.
هركسی آنگونه كه میتواند میزيد.
هميشه تنها بودن تحملپذيرتر است، تا هرگز تنها نبودن.
من در تحصيل، خودشناسی و هنر زيستنِ صحيح را میجويم.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 6:4 توسط بهزاد
|
با سلام