تو از شهرم سفر کردی
در آن غمگین غروب سرد تو از شهرم سفر کردی، نگاهت برق طوفان بود و من افسوس می خوردم ، شیار گونه هایم را گل اشکم نوازش داد ، و من از تو جدا ماندم ولی ای کاش می مردم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۸۹ ساعت 5:26 توسط بهزاد
|
با سلام